<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>خشونت علیه بدن در چند اثر میلان کندرا</ArticleTitle>
<VernacularTitle>خشونت علیه بدن در چند اثر میلان کندرا</VernacularTitle>
			<FirstPage>43</FirstPage>
			<LastPage>52</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22166</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2017.105511.1030</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>روح‌اله</FirstName>
					<LastName>نعمت اللهی</LastName>
<Affiliation>دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه باهنر کرمان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>تقریبا در تمام آثار کوندرا، نویسنده چک، نوعی احساس نفرت مبهم و همه جا حاضر در آگاهی شخصیت‌ها ظاهر می‌شود. اگر چه خود آشکارا اقرار نمی‌کنند، رفتار این شحصیت‌ها نسبت به جسم خود و جسم دیگری به گونه ایست که بیانگر نوعی احساسی عمیق از نفرت و بیزاری نسبت به جسم و جسمانیت است. این بیزاری از جسم تا اندازه‌ای ریشه در پدیده خوارانگاری کریستوا و نیز در تضاد میان من وجسم دارد. در حقیقت می‌توان گفت که کوندرا به عمد شخصیت‌هایش را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که به ناگزیر با جسم‌شان روبرو شوند و از این طریق رابطه‌شان را با جسم مورد پرسش قرار می‌دهد. این رویارویی گاه حالتی خشونت آمیز به خود می‌گیرد. در این مقاله ما بر آنیم که دو نمونه از ریشه‌های خشونت نسبت به جسم را در آثار کوندرا و بر اساس نظریه‌های کریستوا و لاکان مورد بررسی قرار دهیم. اولی در رمان “زندگی جای دیگریست” و در فصول مربوط به ملاقات نقاش و مادر یارومیل اتفاق می‌افتد. مورد دوم نیز در رمان “جاودانگی” است یعنی در جایی که دخترک قصد خودکشی در بزرگراه را دارد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">تقریبا در تمام آثار کوندرا، نویسنده چک، نوعی احساس نفرت مبهم و همه جا حاضر در آگاهی شخصیت‌ها ظاهر می‌شود. اگر چه خود آشکارا اقرار نمی‌کنند، رفتار این شحصیت‌ها نسبت به جسم خود و جسم دیگری به گونه ایست که بیانگر نوعی احساسی عمیق از نفرت و بیزاری نسبت به جسم و جسمانیت است. این بیزاری از جسم تا اندازه‌ای ریشه در پدیده خوارانگاری کریستوا و نیز در تضاد میان من وجسم دارد. در حقیقت می‌توان گفت که کوندرا به عمد شخصیت‌هایش را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که به ناگزیر با جسم‌شان روبرو شوند و از این طریق رابطه‌شان را با جسم مورد پرسش قرار می‌دهد. این رویارویی گاه حالتی خشونت آمیز به خود می‌گیرد. در این مقاله ما بر آنیم که دو نمونه از ریشه‌های خشونت نسبت به جسم را در آثار کوندرا و بر اساس نظریه‌های کریستوا و لاکان مورد بررسی قرار دهیم. اولی در رمان “زندگی جای دیگریست” و در فصول مربوط به ملاقات نقاش و مادر یارومیل اتفاق می‌افتد. مورد دوم نیز در رمان “جاودانگی” است یعنی در جایی که دخترک قصد خودکشی در بزرگراه را دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کوندرا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کریستوا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لکان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جسم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خشونت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خوار انگاری.‏</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22166_75dac06b8619b3be245c5765e51396d6.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
