<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>9</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تحلیل ساختاری داستان "دختر بی دست" اثر فرآنسوا بوناوانتور براساس متدهای تحلیلی پروپ، برمون،گرماس و تودوروف</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل ساختاری داستان &quot;دختر بی دست&quot; اثر فرآنسوا بوناوانتور براساس متدهای تحلیلی پروپ، برمون،گرماس و تودوروف</VernacularTitle>
			<FirstPage>23</FirstPage>
			<LastPage>32</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22443</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2018.79269.0</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدحسین</FirstName>
					<LastName>جواری</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تبریز</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نعیمه</FirstName>
					<LastName>کریم لو</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تبریز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف ساختارگرایی اولویت بخشیدن به یک نظام منسجم و جهان شمول از پیوند ها و روابطی است که در بین عناصر مختلف زبانی، اجتماعی ، اقتصادی و غیره وجود دارد. بر همین اساس، تحلیل ساختاری آثار روایی نیز بدنبال آن است که امکان دستیابی به الگوهای فراگیر و ساختاری روایت را فراهم نماید. ساختارگرایانی چون &quot; ولادیمیر پروپ&quot; ، &quot;کلود برمون&quot; ،&quot;تزوتان تودوروف&quot; و &quot;ژولین گرماس&quot; بر اساس پیوندهای واحدهای روایی، نوعی روشهای تحلیلی را ابداع کردند که کم و بیش، قابل انطباق به تمام آثار ادبی می باشد. به منظور شناخت بهتر نظریات این ساختارگرایان، در این مقاله سعی برآن شده است تا حکایتی از &quot;فرآنسوا بوناوانتور&quot; با نام  &lt;em&gt;دختر بی دست&lt;/em&gt; را که از ساختاری نسبتا غنی و در عین حال ساده برخوردار است با تکیه بر نظریات این ساختارگرایان تجزیه و تحلیل نماییم.  در حقیقت، علاوه بر آشنایی با چهار نوع  تحلیل ساختاری حکایت، در این مقاله، نگاهی قیاسی خواهیم داشت به نکات اشتراک و افتراق نظریات این نظریه پردازان که نتیجه ی آن علم به درجه و چگونگی تطبیق هر کدام از این نظریه ها با حکایتهاست.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">هدف ساختارگرایی اولویت بخشیدن به یک نظام منسجم و جهان شمول از پیوند ها و روابطی است که در بین عناصر مختلف زبانی، اجتماعی ، اقتصادی و غیره وجود دارد. بر همین اساس، تحلیل ساختاری آثار روایی نیز بدنبال آن است که امکان دستیابی به الگوهای فراگیر و ساختاری روایت را فراهم نماید. ساختارگرایانی چون &quot; ولادیمیر پروپ&quot; ، &quot;کلود برمون&quot; ،&quot;تزوتان تودوروف&quot; و &quot;ژولین گرماس&quot; بر اساس پیوندهای واحدهای روایی، نوعی روشهای تحلیلی را ابداع کردند که کم و بیش، قابل انطباق به تمام آثار ادبی می باشد. به منظور شناخت بهتر نظریات این ساختارگرایان، در این مقاله سعی برآن شده است تا حکایتی از &quot;فرآنسوا بوناوانتور&quot; با نام  &lt;em&gt;دختر بی دست&lt;/em&gt; را که از ساختاری نسبتا غنی و در عین حال ساده برخوردار است با تکیه بر نظریات این ساختارگرایان تجزیه و تحلیل نماییم.  در حقیقت، علاوه بر آشنایی با چهار نوع  تحلیل ساختاری حکایت، در این مقاله، نگاهی قیاسی خواهیم داشت به نکات اشتراک و افتراق نظریات این نظریه پردازان که نتیجه ی آن علم به درجه و چگونگی تطبیق هر کدام از این نظریه ها با حکایتهاست.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ساختارگرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">‎ ‎روایت شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروپ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برمون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گرماس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تودوروف</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22443_df0b0ff2db214f4b70e77ea2d073e7d7.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
