<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه ساختارهای تصویری دکتر پاسکال ؛ پیروزی تناوب‏های هارمونیک در نظام تخیلی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه ساختارهای تصویری دکتر پاسکال ؛ پیروزی تناوب‏های هارمونیک در نظام تخیلی</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>16</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">20945</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2637.20945</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نصرت</FirstName>
					<LastName>حجازی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>عدم تبلور عنصر ترس از گذر زمان در ساختارهای تصویری آخرین رمان نویسنده‏ای که کلیه نوشته‏های پیشین او در سری بیست جلدی روگون- ماکار مملو از تصاویر زمانی (در معنای دوورانی آن) بوده و نیز اختصاص داستانی که بر خلاف قواعد حاکم بر ناتورالیسم، غایت شور و سرمستی عشق بی‏بدیل را در تولد نوزادی می‏داند که قرار است &quot;منجی&quot; و مسیح جهان نوین شود، ما را بر آن داشت تا مطالعه ساختارهای تصویری آخرین رمان از این مجموعه را به دقت مورد بررسی قرار داده و از پی آن در صدد ردیابی جهت‏گیری نهایی نظام تخیلی نویسنده، یعنی امیل زولا، در رویارویی با عنصر مرگ و ترس از گذر زمان باشیم. این حقیقت که عناصر ترس در نوشته‏های پیشین زولا بدون ایجاد هیچ ردپا یا نشانی از خود، به یکباره از ساختارهای تصویری عالم داستانی &lt;em&gt;دکتر پاسکال&lt;/em&gt; رخت بربسته‏اند نشان از تغییر نوع ذهنیت و جهان بینی نویسنده در رویارویی با دنیای پیرامونی خود و به خصوص عنصر زمانمندی در معنای فلسفی آن دارد. در این مقاله در نظر داریم تا روند تغییر این نوع نگرش در جهان‏بینی را در چهارچوب تغییرات صورت گرفته در نظام ساختهای تصویری رمان پی گیری کنیم. این تغییرات در چه جهتی است؟ نظام تخیلی نویسنده به چه صورت توانسته است ردپای مرگ و ترس از گذر زمان را از تاروپود عالم داستانی خود پاک کند؟ تبلور کدام دسته از کهن‏الگوها یا ساختارهای تصویری توانسته‏اند جایگزین عناصر تصویری ترس و مرگ شوند و حرکت ساختارهای تصویری ذهن را به سمت تناوب هارمونیک و پایدار نظام تخیلی تسهیل کنند؟ اینها جمله سوالاتی هستند که ما در طول این مقاله و با تکیه بر ابزارهای تحلیلی که مکتب گرونوبل در اختیار ما قرار داده به آن‌ها پاسخ خواهیم داد. </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">عدم تبلور عنصر ترس از گذر زمان در ساختارهای تصویری آخرین رمان نویسنده‏ای که کلیه نوشته‏های پیشین او در سری بیست جلدی روگون- ماکار مملو از تصاویر زمانی (در معنای دوورانی آن) بوده و نیز اختصاص داستانی که بر خلاف قواعد حاکم بر ناتورالیسم، غایت شور و سرمستی عشق بی‏بدیل را در تولد نوزادی می‏داند که قرار است &quot;منجی&quot; و مسیح جهان نوین شود، ما را بر آن داشت تا مطالعه ساختارهای تصویری آخرین رمان از این مجموعه را به دقت مورد بررسی قرار داده و از پی آن در صدد ردیابی جهت‏گیری نهایی نظام تخیلی نویسنده، یعنی امیل زولا، در رویارویی با عنصر مرگ و ترس از گذر زمان باشیم. این حقیقت که عناصر ترس در نوشته‏های پیشین زولا بدون ایجاد هیچ ردپا یا نشانی از خود، به یکباره از ساختارهای تصویری عالم داستانی &lt;em&gt;دکتر پاسکال&lt;/em&gt; رخت بربسته‏اند نشان از تغییر نوع ذهنیت و جهان بینی نویسنده در رویارویی با دنیای پیرامونی خود و به خصوص عنصر زمانمندی در معنای فلسفی آن دارد. در این مقاله در نظر داریم تا روند تغییر این نوع نگرش در جهان‏بینی را در چهارچوب تغییرات صورت گرفته در نظام ساختهای تصویری رمان پی گیری کنیم. این تغییرات در چه جهتی است؟ نظام تخیلی نویسنده به چه صورت توانسته است ردپای مرگ و ترس از گذر زمان را از تاروپود عالم داستانی خود پاک کند؟ تبلور کدام دسته از کهن‏الگوها یا ساختارهای تصویری توانسته‏اند جایگزین عناصر تصویری ترس و مرگ شوند و حرکت ساختارهای تصویری ذهن را به سمت تناوب هارمونیک و پایدار نظام تخیلی تسهیل کنند؟ اینها جمله سوالاتی هستند که ما در طول این مقاله و با تکیه بر ابزارهای تحلیلی که مکتب گرونوبل در اختیار ما قرار داده به آن‌ها پاسخ خواهیم داد. </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رژیم شبانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ساختار دراماتیک/ دیالکتیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هماهنگ‏سازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درخت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسطوره‏های پیشرومحور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسطوره‏های نباتی- قمری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_20945_8368b35f3f0c0d1607c0fb085beb8add.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه تصاویر خاک در سه قطره خون صادق هدایت به کمک روش نقد باشلار</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه تصاویر خاک در سه قطره خون صادق هدایت به کمک روش نقد باشلار</VernacularTitle>
			<FirstPage>17</FirstPage>
			<LastPage>28</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">20942</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2022.20942</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سارا</FirstName>
					<LastName>سروش</LastName>
<Affiliation>دانشگاه فردوسی مشهد</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نگار</FirstName>
					<LastName>مزاری</LastName>
<Affiliation>دانشگاه فردوسی مشهد</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>طاهره</FirstName>
					<LastName>خامنه باقری</LastName>
<Affiliation>دانشگاه فردوسی مشهد</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>دراین مقاله مجموعه داستان &lt;em&gt;سه قطره خون &lt;/em&gt;صادق هدایت را مورد مطالعه قرار می‌گیرد. هدایت که نویسنده‌ای در حاشیه جامعه به نظر می‌رسد، جزء نویسندگان مدرن ایرانی شناخته شده است. در این تحقیق به مطالعۀ تصاویر عنصر خاک در &lt;em&gt;سه قطره خون&lt;/em&gt; هدایت می‌پردازیم که به فراوانی در رؤیاپردازی‌های شخصیت‌های این اثر دیده می‌شوند. دراین مقاله، نشان خواهیم داد که چگونه نگاه و تخیل نویسنده منجر به رؤیا‌پردازی‌هایی تابع این عنصر شده و به خلق تصاویری انجامیده که بیانگر روحیات درونی شخصیت‌های داستان می‌باشند و با مطالعه تخیل نویسنده از طریق تصاویر بوجود آمده و رؤیا‌پردازی موجود بر روی عنصر خاک، تمایلات ناخودآگاه و رؤیا پردازی‌های را که مدام در خودآگاه نویسنده آشکار می‌شود، مورد مطالعه قرار خواهیم داد. برای دستیابی به این هدف، از روش نقد باشلار بهره خواهیم برد‌، بر این اساس، تصاویر ادبی بر روی عنصر خاک راهگشای شناخت تخیل هدایت خواهند بود. هدف مطالعه، تصاویری است که برخاسته از نوعی تشویش و نگرانی نزد این نویسنده می‌باشد با مطالعه این تصاویر نشان خواهیم داد که چگونه تخیل نویسنده دست به رؤیاپردازی‌هایی می‌زند تا  با حس نگرانی و ترس از مرگ مقابله کند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">دراین مقاله مجموعه داستان &lt;em&gt;سه قطره خون &lt;/em&gt;صادق هدایت را مورد مطالعه قرار می‌گیرد. هدایت که نویسنده‌ای در حاشیه جامعه به نظر می‌رسد، جزء نویسندگان مدرن ایرانی شناخته شده است. در این تحقیق به مطالعۀ تصاویر عنصر خاک در &lt;em&gt;سه قطره خون&lt;/em&gt; هدایت می‌پردازیم که به فراوانی در رؤیاپردازی‌های شخصیت‌های این اثر دیده می‌شوند. دراین مقاله، نشان خواهیم داد که چگونه نگاه و تخیل نویسنده منجر به رؤیا‌پردازی‌هایی تابع این عنصر شده و به خلق تصاویری انجامیده که بیانگر روحیات درونی شخصیت‌های داستان می‌باشند و با مطالعه تخیل نویسنده از طریق تصاویر بوجود آمده و رؤیا‌پردازی موجود بر روی عنصر خاک، تمایلات ناخودآگاه و رؤیا پردازی‌های را که مدام در خودآگاه نویسنده آشکار می‌شود، مورد مطالعه قرار خواهیم داد. برای دستیابی به این هدف، از روش نقد باشلار بهره خواهیم برد‌، بر این اساس، تصاویر ادبی بر روی عنصر خاک راهگشای شناخت تخیل هدایت خواهند بود. هدف مطالعه، تصاویری است که برخاسته از نوعی تشویش و نگرانی نزد این نویسنده می‌باشد با مطالعه این تصاویر نشان خواهیم داد که چگونه تخیل نویسنده دست به رؤیاپردازی‌هایی می‌زند تا  با حس نگرانی و ترس از مرگ مقابله کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هدایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">باشلار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رؤیاپردازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خاک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سختی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خمیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نرمی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_20942_ec75533616a6be1a7fabd0a10e311721.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعة موانع فرهنگی در ترجمة رمان مادام بواری اثر فلوبر</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعة موانع فرهنگی در ترجمة رمان مادام بواری اثر فلوبر</VernacularTitle>
			<FirstPage>29</FirstPage>
			<LastPage>38</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">20944</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2637.20944</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رویا</FirstName>
					<LastName>لطافتی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>صدر طهوری</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در فرآیند ترجمۀ آثار ادبی، موانع فرهنگی از مهمترین مشکلاتی است که بر سر راه مترجم قرار دارند، از آن روی که کنش ترجمه حرکت از زبان و فرهنگ به زبان و فرهنگ دیگر ا‌ست. فعالیت مترجم، آثار ادبی کنشی بینافرهنگی دانسته می‌شود و وجوه فرهنگی مستتر در متون ادبی، پیچیدگی‌های بسیاری‌ در برابر مترجم قرار می‌دهند. هدف از این پژوهش، مطالعه مسائل فرهنگی در ترجمه و روشهای مواجهه با تفاوتهای فرهنگی دو متن است. بدین منظور، رمان مشهور &lt;em&gt;گوستار فلوبر&lt;/em&gt; با نام &lt;em&gt;مادام بوواری&lt;/em&gt;انتخاب گردید تا مطالعه مقابله ای از ترجمه فارسی صورت گیرد. تلاش ما بررسی چگونگی انتقال فرهنگی از سوی مترجم در متون ترجمه شده از این رمان است. در مقاله پیش روی، به بررسی موانعی خواهیم پرداخت که حاصل وجوه فرهنگی موجود در رمان مادام بواری است و در این بررسی نگاهی داریم به دو ترجمه قابل اعتنای موجودِ فارسی از این رمان، ترجمه هایی که توسط محمد قاضی و مهدی سحابی صورت پذیرفته است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">در فرآیند ترجمۀ آثار ادبی، موانع فرهنگی از مهمترین مشکلاتی است که بر سر راه مترجم قرار دارند، از آن روی که کنش ترجمه حرکت از زبان و فرهنگ به زبان و فرهنگ دیگر ا‌ست. فعالیت مترجم، آثار ادبی کنشی بینافرهنگی دانسته می‌شود و وجوه فرهنگی مستتر در متون ادبی، پیچیدگی‌های بسیاری‌ در برابر مترجم قرار می‌دهند. هدف از این پژوهش، مطالعه مسائل فرهنگی در ترجمه و روشهای مواجهه با تفاوتهای فرهنگی دو متن است. بدین منظور، رمان مشهور &lt;em&gt;گوستار فلوبر&lt;/em&gt; با نام &lt;em&gt;مادام بوواری&lt;/em&gt;انتخاب گردید تا مطالعه مقابله ای از ترجمه فارسی صورت گیرد. تلاش ما بررسی چگونگی انتقال فرهنگی از سوی مترجم در متون ترجمه شده از این رمان است. در مقاله پیش روی، به بررسی موانعی خواهیم پرداخت که حاصل وجوه فرهنگی موجود در رمان مادام بواری است و در این بررسی نگاهی داریم به دو ترجمه قابل اعتنای موجودِ فارسی از این رمان، ترجمه هایی که توسط محمد قاضی و مهدی سحابی صورت پذیرفته است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ترجمه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وجوه فرهنگی متن ادبی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظریۀ تطبیقی وینه و داربلنه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تحلیل ترجمه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رمان مادام بواری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_20944_365315c5ed977d363e97469edcd55f19.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>"طرف خانه سوان" اثر هنر کلاسیک رئالیست و امپرسیونیست</ArticleTitle>
<VernacularTitle>&quot;طرف خانه سوان&quot; اثر هنر کلاسیک رئالیست و امپرسیونیست</VernacularTitle>
			<FirstPage>39</FirstPage>
			<LastPage>50</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21676</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2637.21676</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>متذکر</LastName>
<Affiliation>دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران،</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آناهیتا سادات</FirstName>
					<LastName>قائم مقامی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی،</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt;روسکن، فیلسوف هنر، توجه پروست را برای اولین بار به آثار هنری جلب کرد. با بازدید از موزه‌های لاهه، پروست شیفتۀ نقاشان هلندی شد. ورمیر، نقاش مورد علاقۀ پروست در کتاب &lt;em&gt;طرف خانۀ سوان&lt;/em&gt; است. هر اثر پروست موزه‌ای است که در آن نقاشی رئالیست، کلاسیک و امپرسیونیست مشاهده می‌شود. پروست از احساس واقعیت‌گرایانۀ نقاشان رئالیست تأثیر گرفت. درواقع، پروست به دنبال واقعیت و ارائۀ شخصیت‌های واقعی در آثار هنری و لذت بردن از این آثار بود. شباهت پرتره در این نقاشی‌ها با پرتره‌های شخصیت‌های پروست شگفت‌انگیز است. پروست از امپرسیونیست قرن نوزدهم نیز تأثیر گرفت. او در آثار خود مانند نقاش امپرسیونیست زمان خود، رنگ‌ها، طبیعت و به‌ویژه توصیفات چشم‌اندازهای مناطق مختلف را ترسیم کرد. با آنکه از بیماری خود رنج می‌برد، مانند یک نقاش به دنبال امید و شادی بود. پروست شادی را در نقاشی‌کردن یافت. او در آثار خود، دوستان، مناظر، شهرها و مردم اطراف خود را با نبوغی عجیب به تصویر می‌کشد. پرسش اساسی در این مقاله، تأثیر هنر نقاشی در رمان مارسل پروست به‌عنوان نویسنده است. </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt;روسکن، فیلسوف هنر، توجه پروست را برای اولین بار به آثار هنری جلب کرد. با بازدید از موزه‌های لاهه، پروست شیفتۀ نقاشان هلندی شد. ورمیر، نقاش مورد علاقۀ پروست در کتاب &lt;em&gt;طرف خانۀ سوان&lt;/em&gt; است. هر اثر پروست موزه‌ای است که در آن نقاشی رئالیست، کلاسیک و امپرسیونیست مشاهده می‌شود. پروست از احساس واقعیت‌گرایانۀ نقاشان رئالیست تأثیر گرفت. درواقع، پروست به دنبال واقعیت و ارائۀ شخصیت‌های واقعی در آثار هنری و لذت بردن از این آثار بود. شباهت پرتره در این نقاشی‌ها با پرتره‌های شخصیت‌های پروست شگفت‌انگیز است. پروست از امپرسیونیست قرن نوزدهم نیز تأثیر گرفت. او در آثار خود مانند نقاش امپرسیونیست زمان خود، رنگ‌ها، طبیعت و به‌ویژه توصیفات چشم‌اندازهای مناطق مختلف را ترسیم کرد. با آنکه از بیماری خود رنج می‌برد، مانند یک نقاش به دنبال امید و شادی بود. پروست شادی را در نقاشی‌کردن یافت. او در آثار خود، دوستان، مناظر، شهرها و مردم اطراف خود را با نبوغی عجیب به تصویر می‌کشد. پرسش اساسی در این مقاله، تأثیر هنر نقاشی در رمان مارسل پروست به‌عنوان نویسنده است. </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقاشی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رمانویس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقاش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلاسیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رئالیست</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امپرسیونیست</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_21676_80893c170ae325aa682c78430d1f9db4.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه پوئتیک پیرامتن آغازین در نمایشنامه: مطالعه موردی مرگ یزدگرد اثر بهرام بیضایی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه پوئتیک پیرامتن آغازین در نمایشنامه: مطالعه موردی مرگ یزدگرد اثر بهرام بیضایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>51</FirstPage>
			<LastPage>64</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21831</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2017.21831</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فریده</FirstName>
					<LastName>علوی</LastName>
<Affiliation>فرانسه دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>ممتحن فخرانی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مطالعه بیرونی ترین بخش متن، پاراتکست، به ندرت مورد توجه پژوهش و نقد ادبی واقع شده است. دامنه این مبحث که از «عنوان» اثر شروع و تا «اطلاعات پشت جلد کتاب» گسترش می یابد موضوع کامل کتابی به نام &lt;em&gt;نقاط شروع&lt;/em&gt; (۱۹۸۷) از ژِرار ژُنِت است. علی رغم اینکه دستاوردهای «نظری» این کتاب از زمان چاپ تا کنون مرجع انکارناپذیری برای نقد ادبی فراهم کرد در عین حال، این اثر در حوزه «تحلیل کاربردی» تاثیر و اقبال قابل توجهی نیافته است. مطالعه حاضر به موضوع عناصر بیرونْ متنیِ آغازین در درام تاریخی &lt;em&gt;مرگ یزدگرد&lt;/em&gt;، اثر بهرام بیضایی خواهد پرداخت. «عنوان»، «پیش نگاشت» و «توضیحات صحنه» ای پیشاکنشی، سه عنصر بیرونْ متنی‌ای خواهند بود که در اثر ذکر شده مورد تحلیل قرار خواهند گرفت. فرضیه مطالعه حاضر بر این است که «پیشْ متن» های اثر حاضر، عناصر زیبایی شناختی و ایدیولوژیکی کافی جهت دریافت فرم و محتوا به خواننده خاص، ارایه می کند. «پیشْ متن» فراتر از نقش ابتدایی معرفی گر اثر رفته وخود همچون چکیده تمامْ گوی اثر عمل خواهد کرد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">مطالعه بیرونی ترین بخش متن، پاراتکست، به ندرت مورد توجه پژوهش و نقد ادبی واقع شده است. دامنه این مبحث که از «عنوان» اثر شروع و تا «اطلاعات پشت جلد کتاب» گسترش می یابد موضوع کامل کتابی به نام &lt;em&gt;نقاط شروع&lt;/em&gt; (۱۹۸۷) از ژِرار ژُنِت است. علی رغم اینکه دستاوردهای «نظری» این کتاب از زمان چاپ تا کنون مرجع انکارناپذیری برای نقد ادبی فراهم کرد در عین حال، این اثر در حوزه «تحلیل کاربردی» تاثیر و اقبال قابل توجهی نیافته است. مطالعه حاضر به موضوع عناصر بیرونْ متنیِ آغازین در درام تاریخی &lt;em&gt;مرگ یزدگرد&lt;/em&gt;، اثر بهرام بیضایی خواهد پرداخت. «عنوان»، «پیش نگاشت» و «توضیحات صحنه» ای پیشاکنشی، سه عنصر بیرونْ متنی‌ای خواهند بود که در اثر ذکر شده مورد تحلیل قرار خواهند گرفت. فرضیه مطالعه حاضر بر این است که «پیشْ متن» های اثر حاضر، عناصر زیبایی شناختی و ایدیولوژیکی کافی جهت دریافت فرم و محتوا به خواننده خاص، ارایه می کند. «پیشْ متن» فراتر از نقش ابتدایی معرفی گر اثر رفته وخود همچون چکیده تمامْ گوی اثر عمل خواهد کرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عنوان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیش نگاشت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">توضیحات صحنه ای</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درام تاریخی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرگ یزدگرد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بهرام بیضایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_21831_c6197b765ab0df49d160a7deffe44bf0.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اهمیت قصه های کوتاه در آثار عرفانی فارسی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اهمیت قصه های کوتاه در آثار عرفانی فارسی</VernacularTitle>
			<FirstPage>65</FirstPage>
			<LastPage>76</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21832</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2017.79277</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محب علی</FirstName>
					<LastName>آبسالان</LastName>
<Affiliation>دانشگاه سیستان و بلوچستان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پیر</FirstName>
					<LastName>لوری</LastName>
<Affiliation>مدیر مطالعات مرکز تحصیلات عالی، گروه علوم دینی، فرانسه</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>قرن پنجم و ششم هجری را به درستی می توان &quot;عصر طلائی قصه ها&quot; نامید. زیرا در این دو دوره تمام تلاش ها و سبک های عرفانی قرون پیشین در قالب قصه در آثار فارسی نویسندگان عارف جمع شده است. شکی نیست که قصه ها از تعالیم نویسندگان عرفانی جدا نیستند. اما چرا آثار عرفانی دارای قصه های بسیاری است؟ نقش دقیق این قصه ها در ساختار این متون چیست؟ یک بررسی طاقت فرسا و طولانی بر روی این متون عرفانی نشان می دهد که هدف نویسندگان نه تنها نگارش و نوشتن این آثار بوده است، بلکه در صدد آن بوده اند تا آنها را به عنوان ابزار تعلیمی و آموزشی در شکل قصه بیان کنند. از طرف دیگر آنها قصد داشته اند تا تجربیات خودشان را با زبانی سمبلیک در آثار خودشان توضیح دهند. در واقع، قصه های قرن پنجم و ششم ( 11 و 12 میلادی) زبان خاص خود را ایجاد نمود واهداف و ویژگی های خاصی را نشان می دهند. بررسی دقیق ارتباط بین قصه های عرفانی و تفکر عرفانی بطور واضح نشان می دهند که نویسندگان این متون در فکر هدایت انسان ها به سمت حقایق باطنی بوده اند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">قرن پنجم و ششم هجری را به درستی می توان &quot;عصر طلائی قصه ها&quot; نامید. زیرا در این دو دوره تمام تلاش ها و سبک های عرفانی قرون پیشین در قالب قصه در آثار فارسی نویسندگان عارف جمع شده است. شکی نیست که قصه ها از تعالیم نویسندگان عرفانی جدا نیستند. اما چرا آثار عرفانی دارای قصه های بسیاری است؟ نقش دقیق این قصه ها در ساختار این متون چیست؟ یک بررسی طاقت فرسا و طولانی بر روی این متون عرفانی نشان می دهد که هدف نویسندگان نه تنها نگارش و نوشتن این آثار بوده است، بلکه در صدد آن بوده اند تا آنها را به عنوان ابزار تعلیمی و آموزشی در شکل قصه بیان کنند. از طرف دیگر آنها قصد داشته اند تا تجربیات خودشان را با زبانی سمبلیک در آثار خودشان توضیح دهند. در واقع، قصه های قرن پنجم و ششم ( 11 و 12 میلادی) زبان خاص خود را ایجاد نمود واهداف و ویژگی های خاصی را نشان می دهند. بررسی دقیق ارتباط بین قصه های عرفانی و تفکر عرفانی بطور واضح نشان می دهند که نویسندگان این متون در فکر هدایت انسان ها به سمت حقایق باطنی بوده اند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آثار عرفانی فارسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قصه‌های عرفانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زبان قصه های کوتاه عرفانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_21832_e8febec2744785c724e2194b9e120a9f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
