<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اَنی اِرنو و گلی ترقی: مسیر یک نوشتار خود زندگینامه‌ای زنانه</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اَنی اِرنو و گلی ترقی: مسیر یک نوشتار خود زندگینامه‌ای زنانه</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>12</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21677</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2637.21677</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فرزانه</FirstName>
					<LastName>کریمیان</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عطیه</FirstName>
					<LastName>اعرابی</LastName>
<Affiliation>دانشگا شهید بهشتی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-1805-3747</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>18</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>داستان‌های خودزندگینامه‌ای زنان پیش از ظهور ادبیات و نقد ادبی معاصر، همیشه مطرود و کم‌ارزش انگاشته شده بود و در حاشیه قرار داشت. این کم‌ارزشی بیشتر ناشی از رعایت‌نکردن توازن این داستان‌ها با مبانی نظری رایج این سبک ادبی است که بر پایۀ اصول وحدت، انسجام و استقلال استوار هستند. داستان‌های خودزندگینامه‌ای زنان «منِ» غیرمتمرکز، جمعی و «رابطه‌ای» را ارائه می‌دهد که در قالب نوشتاری پراکنده و چندگونه بیان شده است. مسیر داستان‌های خودزندگینامه‌ای انی ارنو و گلی ترقی، دو نویسندۀ معاصر فرانسوی و ایرانی، با قالب نظری ارائه شدۀ نظریه‌پردازان همخوانی ندارد. این منطبق‌نبودن به‌طور ویژه ریشه در تصویری دارد که هر دو نویسنده از «من» منتقل می‌کنند: «من» فراشخصی به جای «من»‌ای واحد و منسجم. جستار حاضر بر آن است تا با تکیه بر نظریه‌های فیلیپ لوژن و ژرژ گوسدرف، بخشی از تفاوت‌ها و نوآوری‌های داستان‌های خودزندگینامه‌ای را در نوشتار انی ارنو و گلی ترقی استخراج کند تا نوعی بوطیقای نوشتار خودزندگینامه‌ای زنانه بررسی شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">داستان‌های خودزندگینامه‌ای زنان پیش از ظهور ادبیات و نقد ادبی معاصر، همیشه مطرود و کم‌ارزش انگاشته شده بود و در حاشیه قرار داشت. این کم‌ارزشی بیشتر ناشی از رعایت‌نکردن توازن این داستان‌ها با مبانی نظری رایج این سبک ادبی است که بر پایۀ اصول وحدت، انسجام و استقلال استوار هستند. داستان‌های خودزندگینامه‌ای زنان «منِ» غیرمتمرکز، جمعی و «رابطه‌ای» را ارائه می‌دهد که در قالب نوشتاری پراکنده و چندگونه بیان شده است. مسیر داستان‌های خودزندگینامه‌ای انی ارنو و گلی ترقی، دو نویسندۀ معاصر فرانسوی و ایرانی، با قالب نظری ارائه شدۀ نظریه‌پردازان همخوانی ندارد. این منطبق‌نبودن به‌طور ویژه ریشه در تصویری دارد که هر دو نویسنده از «من» منتقل می‌کنند: «من» فراشخصی به جای «من»‌ای واحد و منسجم. جستار حاضر بر آن است تا با تکیه بر نظریه‌های فیلیپ لوژن و ژرژ گوسدرف، بخشی از تفاوت‌ها و نوآوری‌های داستان‌های خودزندگینامه‌ای را در نوشتار انی ارنو و گلی ترقی استخراج کند تا نوعی بوطیقای نوشتار خودزندگینامه‌ای زنانه بررسی شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خودزندگینامه‌نویسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زنان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نوآوری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">من</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انی ارنو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گلی ترقی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_21677_c0d7d1ab882f9a4923e71f4c7aa01790.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تلفیق گرامر صریح و روش تعاملی در کلاس آموزش زبان فرانسه</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تلفیق گرامر صریح و روش تعاملی در کلاس آموزش زبان فرانسه</VernacularTitle>
			<FirstPage>13</FirstPage>
			<LastPage>22</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21675</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2022.21675</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نازیتا</FirstName>
					<LastName>عظیمی میبدی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهره</FirstName>
					<LastName>جوزدانی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در سال‌های اخیر، طرفداران روش آموزشی تعاملی کم و بیش به این نتیجه رسیده‌اند که در کلاس آموزش فرانسه به عنوان زبان خارجی مفاهیم گرامری می‌توانند به صورت صریح تدریس شوند. گرامر ضمنی (حرکت از متن به گرامر) که توسط روش‌های آموزشی تعاملی پیشنهاد می‌شود، برای شرایط آموزشی مانند ایران، که از محیط‌های فرانسوی زبان دور می‌باشند، قابل استفاده نیست. زیرا هدف اصلی این متد‌ها افزایش توانایی زبان آموز در زمینه‌های مختلف اجتماعی می‌باشد. تحقق این هدف در دانشگاه‌های ایران به طور کامل میسر نمی‌باشد، زیرا اهم مواد درسی شامل متون تخصصی و دشواری است، که نیاز به تسلط بر دستور، نحو، و غیره دارد. ناتوانی ناشی از عدم تسلط بر گرامر، دانشجویان را در برابر بخش مهمی از اهداف سرفصل دروس، به ویژه نگارش در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به چالش می‌کشاند. این مقاله به بررسی مهارت‌های علمی و عملی دانشجویان ایرانی پس از پایان چهار ترم آموزش زبان فرانسه می‌پردازد. از آن جا که نگارش صحیح ملاک ارزیابی دانش زبانی است، باید با جدیت بیشتر و از همان ابتدا زبان‌آموزان را نسبت به اهمیت دستور زبان، به ویژه در زمینه نگارش، آگاه کرد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">در سال‌های اخیر، طرفداران روش آموزشی تعاملی کم و بیش به این نتیجه رسیده‌اند که در کلاس آموزش فرانسه به عنوان زبان خارجی مفاهیم گرامری می‌توانند به صورت صریح تدریس شوند. گرامر ضمنی (حرکت از متن به گرامر) که توسط روش‌های آموزشی تعاملی پیشنهاد می‌شود، برای شرایط آموزشی مانند ایران، که از محیط‌های فرانسوی زبان دور می‌باشند، قابل استفاده نیست. زیرا هدف اصلی این متد‌ها افزایش توانایی زبان آموز در زمینه‌های مختلف اجتماعی می‌باشد. تحقق این هدف در دانشگاه‌های ایران به طور کامل میسر نمی‌باشد، زیرا اهم مواد درسی شامل متون تخصصی و دشواری است، که نیاز به تسلط بر دستور، نحو، و غیره دارد. ناتوانی ناشی از عدم تسلط بر گرامر، دانشجویان را در برابر بخش مهمی از اهداف سرفصل دروس، به ویژه نگارش در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به چالش می‌کشاند. این مقاله به بررسی مهارت‌های علمی و عملی دانشجویان ایرانی پس از پایان چهار ترم آموزش زبان فرانسه می‌پردازد. از آن جا که نگارش صحیح ملاک ارزیابی دانش زبانی است، باید با جدیت بیشتر و از همان ابتدا زبان‌آموزان را نسبت به اهمیت دستور زبان، به ویژه در زمینه نگارش، آگاه کرد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روش‌های آموزشی تعاملی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گرامر ضمنی/ گرامر صریح</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلاس زبان آموزی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نگارش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زبان‌آموز ایرانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_21675_ee752e8d5731718a675ddb37971b2349.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>جهان به مثابه «متن»، جهان به مثابه «تجربه زیسته»</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جهان به مثابه «متن»، جهان به مثابه «تجربه زیسته»</VernacularTitle>
			<FirstPage>23</FirstPage>
			<LastPage>32</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22125</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2017.101228.1009</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مرتضی</FirstName>
					<LastName>بابک معین</LastName>
<Affiliation>دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>03</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>از نقطه نظر نشانه‌شناسی کلاسیک ساختارگرا، «امر زیسته تجربی» به‌مثابۀ یک دادۀ پیشانشانه‌ای به حساب می‌آید؛ یعنی آنچه از منظر ساز و کارهای دلالتی، متنی غریب می‌آید و از همین روی، قابلیت تجزیه و تحلیل ندارد. درحالی‌که نشانه‌شناسی کلاسیک ساختارگرا به «گفتمان روایی» بها داده است؛ یعنی آنچه امر زیسته تجربی را «حکایت» می‌کند و در عین اینکه به آن جلوۀ «متنی» می‌دهد، آن را برای یک نشانه‌شناس تجزیه و تحلیل می‌کند. این مسئله، توجیه‌کنندۀ شعار اصلی گریماس است: «خارج از متن هیچ رستگاری وجود ندارد». برعکس، ما معتقدیم اینجا صحبت از دو فرایند متفاوت تولید معنا است که الزاماً یکی، دیگری را نقض نمی‌کند. درواقع اینجا با دو نظام متفاوت نگاه به جهان مواجه می‌شویم که هرکدام نظام معنایی خود را دارند. مقالۀ حاضر ضمن معرفی مثال‌های متفاوت از حوزه‌های متفاوت، خصوصاً حوزۀ ادبیات، بر آن است تا نشان دهد «تجربه زیسته» (امر زیسته تجربی) و «گفتمان روایت»، هر دو می‌توانند تجزیه و تحلیل نشانه‌شناختی شوند؛ زیرا هر یک بیان‌کنندۀ دو فرآیند متفاوت تولید معنا هستند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">از نقطه نظر نشانه‌شناسی کلاسیک ساختارگرا، «امر زیسته تجربی» به‌مثابۀ یک دادۀ پیشانشانه‌ای به حساب می‌آید؛ یعنی آنچه از منظر ساز و کارهای دلالتی، متنی غریب می‌آید و از همین روی، قابلیت تجزیه و تحلیل ندارد. درحالی‌که نشانه‌شناسی کلاسیک ساختارگرا به «گفتمان روایی» بها داده است؛ یعنی آنچه امر زیسته تجربی را «حکایت» می‌کند و در عین اینکه به آن جلوۀ «متنی» می‌دهد، آن را برای یک نشانه‌شناس تجزیه و تحلیل می‌کند. این مسئله، توجیه‌کنندۀ شعار اصلی گریماس است: «خارج از متن هیچ رستگاری وجود ندارد». برعکس، ما معتقدیم اینجا صحبت از دو فرایند متفاوت تولید معنا است که الزاماً یکی، دیگری را نقض نمی‌کند. درواقع اینجا با دو نظام متفاوت نگاه به جهان مواجه می‌شویم که هرکدام نظام معنایی خود را دارند. مقالۀ حاضر ضمن معرفی مثال‌های متفاوت از حوزه‌های متفاوت، خصوصاً حوزۀ ادبیات، بر آن است تا نشان دهد «تجربه زیسته» (امر زیسته تجربی) و «گفتمان روایت»، هر دو می‌توانند تجزیه و تحلیل نشانه‌شناختی شوند؛ زیرا هر یک بیان‌کنندۀ دو فرآیند متفاوت تولید معنا هستند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نشانه شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تجربه زیسته</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معنا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظام نگاه به جهان.‏</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22125_2181d3d2bdce13a294de9b51b52dd3e5.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>شخصیت های داستان موپسان، نمونه هایی حقیقی یا خیالی؟</ArticleTitle>
<VernacularTitle>شخصیت های داستان موپسان، نمونه هایی حقیقی یا خیالی؟</VernacularTitle>
			<FirstPage>33</FirstPage>
			<LastPage>42</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22126</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2017.79281.0</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محبوبه</FirstName>
					<LastName>میرفندرسکی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>حیدری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>به دنبال انقلاب‌های پیاپی در قرن ۱۹ که رفاه طبقۀ متوسط (سوداگر) از منظر اقتصادی و سیاسی را در آن زمان به همراه داشت، کشور فرانسه دستخوش دگرگونی‌های اجتماعی بسیار شده بود. باوجود آرامش ظاهری پس از انقلاب ۱۸۴۸، نزاع‌های اجتماعی نیز وجود داشت و موپاسان، چهره‌ای برجسته در میان نویسندگان نیمۀ دوم قرن ۱۹ و نیز امروزه، درصدد بود تا تصویری در حدی واقع‌گرایانه از جامعۀ زمان خود ارائه دهد. بدون تردید از لحاظ ساختارگرایی، هدف، نزدیک‌شدن به واقعیت است که این امر ‌نوبۀ خود، ایجاد جنبۀ چندصدایی (پلی فونیک) را در آثار موپاسان باعث شده است. برخی منتقدان ادعا می‌کنند نثر موپاسان، نوشتاری «واقع‌گرایانه» و در اصل، تنها بخشی از یک بینش ذهنی و یک‌طرفه از تاریخ است. بدین منظور در این تحقیق سعی شده است با بررسی شرایط خلق اثر نزد نگارنده و رابطۀ موجود میان او و شخصیت‌های داستانش، بسیاری از نکات مبهم آشکار شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">به دنبال انقلاب‌های پیاپی در قرن ۱۹ که رفاه طبقۀ متوسط (سوداگر) از منظر اقتصادی و سیاسی را در آن زمان به همراه داشت، کشور فرانسه دستخوش دگرگونی‌های اجتماعی بسیار شده بود. باوجود آرامش ظاهری پس از انقلاب ۱۸۴۸، نزاع‌های اجتماعی نیز وجود داشت و موپاسان، چهره‌ای برجسته در میان نویسندگان نیمۀ دوم قرن ۱۹ و نیز امروزه، درصدد بود تا تصویری در حدی واقع‌گرایانه از جامعۀ زمان خود ارائه دهد. بدون تردید از لحاظ ساختارگرایی، هدف، نزدیک‌شدن به واقعیت است که این امر ‌نوبۀ خود، ایجاد جنبۀ چندصدایی (پلی فونیک) را در آثار موپاسان باعث شده است. برخی منتقدان ادعا می‌کنند نثر موپاسان، نوشتاری «واقع‌گرایانه» و در اصل، تنها بخشی از یک بینش ذهنی و یک‌طرفه از تاریخ است. بدین منظور در این تحقیق سعی شده است با بررسی شرایط خلق اثر نزد نگارنده و رابطۀ موجود میان او و شخصیت‌های داستانش، بسیاری از نکات مبهم آشکار شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نوشتار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جامعه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شخصیت داستان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نویسنده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واقعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تخیلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گذشتۀ شخصی.‏</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22126_e8b08db7720a32a575691ed096d6aaed.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>خشونت علیه بدن در چند اثر میلان کندرا</ArticleTitle>
<VernacularTitle>خشونت علیه بدن در چند اثر میلان کندرا</VernacularTitle>
			<FirstPage>43</FirstPage>
			<LastPage>52</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22166</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2017.105511.1030</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>روح‌اله</FirstName>
					<LastName>نعمت اللهی</LastName>
<Affiliation>دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه باهنر کرمان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>تقریبا در تمام آثار کوندرا، نویسنده چک، نوعی احساس نفرت مبهم و همه جا حاضر در آگاهی شخصیت‌ها ظاهر می‌شود. اگر چه خود آشکارا اقرار نمی‌کنند، رفتار این شحصیت‌ها نسبت به جسم خود و جسم دیگری به گونه ایست که بیانگر نوعی احساسی عمیق از نفرت و بیزاری نسبت به جسم و جسمانیت است. این بیزاری از جسم تا اندازه‌ای ریشه در پدیده خوارانگاری کریستوا و نیز در تضاد میان من وجسم دارد. در حقیقت می‌توان گفت که کوندرا به عمد شخصیت‌هایش را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که به ناگزیر با جسم‌شان روبرو شوند و از این طریق رابطه‌شان را با جسم مورد پرسش قرار می‌دهد. این رویارویی گاه حالتی خشونت آمیز به خود می‌گیرد. در این مقاله ما بر آنیم که دو نمونه از ریشه‌های خشونت نسبت به جسم را در آثار کوندرا و بر اساس نظریه‌های کریستوا و لاکان مورد بررسی قرار دهیم. اولی در رمان “زندگی جای دیگریست” و در فصول مربوط به ملاقات نقاش و مادر یارومیل اتفاق می‌افتد. مورد دوم نیز در رمان “جاودانگی” است یعنی در جایی که دخترک قصد خودکشی در بزرگراه را دارد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">تقریبا در تمام آثار کوندرا، نویسنده چک، نوعی احساس نفرت مبهم و همه جا حاضر در آگاهی شخصیت‌ها ظاهر می‌شود. اگر چه خود آشکارا اقرار نمی‌کنند، رفتار این شحصیت‌ها نسبت به جسم خود و جسم دیگری به گونه ایست که بیانگر نوعی احساسی عمیق از نفرت و بیزاری نسبت به جسم و جسمانیت است. این بیزاری از جسم تا اندازه‌ای ریشه در پدیده خوارانگاری کریستوا و نیز در تضاد میان من وجسم دارد. در حقیقت می‌توان گفت که کوندرا به عمد شخصیت‌هایش را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که به ناگزیر با جسم‌شان روبرو شوند و از این طریق رابطه‌شان را با جسم مورد پرسش قرار می‌دهد. این رویارویی گاه حالتی خشونت آمیز به خود می‌گیرد. در این مقاله ما بر آنیم که دو نمونه از ریشه‌های خشونت نسبت به جسم را در آثار کوندرا و بر اساس نظریه‌های کریستوا و لاکان مورد بررسی قرار دهیم. اولی در رمان “زندگی جای دیگریست” و در فصول مربوط به ملاقات نقاش و مادر یارومیل اتفاق می‌افتد. مورد دوم نیز در رمان “جاودانگی” است یعنی در جایی که دخترک قصد خودکشی در بزرگراه را دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کوندرا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کریستوا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لکان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جسم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خشونت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خوار انگاری.‏</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22166_75dac06b8619b3be245c5765e51396d6.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>پری با خرده نان اثر شارل نودیه : داستانی دو وجهی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>پری با خرده نان اثر شارل نودیه : داستانی دو وجهی</VernacularTitle>
			<FirstPage>53</FirstPage>
			<LastPage>66</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22167</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2017.79289.0</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مرضیه</FirstName>
					<LastName>بلیغی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تبریز</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مینا</FirstName>
					<LastName>نوروزی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تبریز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>اثر پری با خرده نان، که توسط شارل نودیه در سال 1832 در پاریس به چاپ رسیده است، از جمله داستان‌های فراواقعی می باشد که در قرن 19 در فرانسه رواج داشته‌اند. مقالۀ حاضر با تکیه بر رویکرد روانکاوانۀ فروید و یونگ در نظر دارد که متن این داستان را از دو جهت مورد بررسی قرار دهد. این مطالعه ابعاد تفسیری جدیدی از متن را ارائه می‌دهد که خواننده را در درک هرچه بیشتر روند پویای نوشتار پری با خرده نان یاری می‌کند. روایت شامل دو وجه ظاهری و نهفته است. در وهلۀ اول، قصد بر این است که با مطالعه محتوای ظاهری داستان، به نمای روایی آن پی ببریم. سپس به کمک نتایج بدست آمده از بررسی اولیه، سعی خواهیم داشت، به کنکاش و تحلیل لایه‌های زیرین و نهفتۀ آن که در ارتباط مستقیم با ناخودآگاه است، بپردازیم.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">اثر پری با خرده نان، که توسط شارل نودیه در سال 1832 در پاریس به چاپ رسیده است، از جمله داستان‌های فراواقعی می باشد که در قرن 19 در فرانسه رواج داشته‌اند. مقالۀ حاضر با تکیه بر رویکرد روانکاوانۀ فروید و یونگ در نظر دارد که متن این داستان را از دو جهت مورد بررسی قرار دهد. این مطالعه ابعاد تفسیری جدیدی از متن را ارائه می‌دهد که خواننده را در درک هرچه بیشتر روند پویای نوشتار پری با خرده نان یاری می‌کند. روایت شامل دو وجه ظاهری و نهفته است. در وهلۀ اول، قصد بر این است که با مطالعه محتوای ظاهری داستان، به نمای روایی آن پی ببریم. سپس به کمک نتایج بدست آمده از بررسی اولیه، سعی خواهیم داشت، به کنکاش و تحلیل لایه‌های زیرین و نهفتۀ آن که در ارتباط مستقیم با ناخودآگاه است، بپردازیم.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شارل نودیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پری با خرده نان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فراواقعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقد روانکاوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شارل گوستاو یونگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فروید</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ناخودآگاه.‏</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22167_5de7a93be3ba78113e5820374cbad4db.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
