<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>از میخاییل باختین تا اوزوالد دوکرو: شکل گیری رویکرد گفتمان چند صدایی در متون ادبی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>از میخاییل باختین تا اوزوالد دوکرو: شکل گیری رویکرد گفتمان چند صدایی در متون ادبی</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>14</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22462</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2018.106436.1036</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>محمدی‌آغداش</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تبریز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مضمون زبانشناختی&quot; گفتمان چند صدایی&quot; برآمده از اندیشه‌ها و تحقیقات ادبی- زبانشناختی منتقد شهیر روس‌زبان، میخاییل باختین است که به باور او، ضمن کاوش بر روی آثار نویسندۀ روس داستایفسکی (1970) که دارای ویژگی بارز کلام چند‌صدایی یا اصطلاحاً گفتگومند بوده، یک متن ادبی صحنۀ مکالمه‌ای بسته بین نویسنده و شخصیت‌های آن نبوده بلکه محلی مناسب برای تعامل و گفتگو بین متن حاضر و متون پیشین می‌باشد. &lt;br /&gt; با الهام از نظریه دیالوژیسم باختین، زبانشناس شهیر فرانسوی اوزوالد دوکرو نظریۀ معروف &quot; گفتمان چند‌صدایی&quot; را بیش از همه در حوزۀ زبانشناسی و گزاره های‌مجزا بسط داده و در ادامۀ مطالعات خود بر سویۀ &quot;بیانی – معنی‌شناختی&quot; آن تأکید می‌کند، که همین مسئله منحصر به فرد بودن نظریۀ دوکرو را اثبات می‌کند. چونکه پدیده معنا از ورای سخن و مسائل زبانی دخیل بین پرسوناژها و تعامل آنها با نویسندۀ داستان در داخل متن و بیرون از آن حاصل می‌شود. در این مقاله، به پیروی از دوکرو، بر‌‌آنیم تا نظریه گفتمان چند‌صدایی را به واسطۀ چند مورد شاخص از نشانگر‌های زبانشناختی که صدا یا نکته نظر دیگری را مستقیم یا غیر مستقیم در کلام ادبی نشان می‌دهد مورد مطالعۀ قرار دهیم.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">مضمون زبانشناختی&quot; گفتمان چند صدایی&quot; برآمده از اندیشه‌ها و تحقیقات ادبی- زبانشناختی منتقد شهیر روس‌زبان، میخاییل باختین است که به باور او، ضمن کاوش بر روی آثار نویسندۀ روس داستایفسکی (1970) که دارای ویژگی بارز کلام چند‌صدایی یا اصطلاحاً گفتگومند بوده، یک متن ادبی صحنۀ مکالمه‌ای بسته بین نویسنده و شخصیت‌های آن نبوده بلکه محلی مناسب برای تعامل و گفتگو بین متن حاضر و متون پیشین می‌باشد. &lt;br /&gt; با الهام از نظریه دیالوژیسم باختین، زبانشناس شهیر فرانسوی اوزوالد دوکرو نظریۀ معروف &quot; گفتمان چند‌صدایی&quot; را بیش از همه در حوزۀ زبانشناسی و گزاره های‌مجزا بسط داده و در ادامۀ مطالعات خود بر سویۀ &quot;بیانی – معنی‌شناختی&quot; آن تأکید می‌کند، که همین مسئله منحصر به فرد بودن نظریۀ دوکرو را اثبات می‌کند. چونکه پدیده معنا از ورای سخن و مسائل زبانی دخیل بین پرسوناژها و تعامل آنها با نویسندۀ داستان در داخل متن و بیرون از آن حاصل می‌شود. در این مقاله، به پیروی از دوکرو، بر‌‌آنیم تا نظریه گفتمان چند‌صدایی را به واسطۀ چند مورد شاخص از نشانگر‌های زبانشناختی که صدا یا نکته نظر دیگری را مستقیم یا غیر مستقیم در کلام ادبی نشان می‌دهد مورد مطالعۀ قرار دهیم.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گفتگومندی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چندصدایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقطه نظر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دوکرو معنا.‏</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22462_124f8de1cc6c91c2c964e3acc6706f2d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مضمون تنهایی و انزوا، بازتابی از دیدگاه  آلبر کامو در کتاب "آدم اول"</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مضمون تنهایی و انزوا، بازتابی از دیدگاه  آلبر کامو در کتاب &quot;آدم اول&quot;</VernacularTitle>
			<FirstPage>15</FirstPage>
			<LastPage>30</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22773</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2018.104512.1024</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>آیت‌اله</FirstName>
					<LastName>سالاری‌فر ‏</LastName>
<Affiliation>دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آناهیتا سادات</FirstName>
					<LastName>قائم مقامی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>کتاب‌های کامو، به ویژه آدم اول موزه‌ای از تنهایی و دلتنگی است. انسان همواره در خانواده، در جامعه، در جهان بیرونی و درونی احساس تنهایی می‌کند. اما به نظر کامو این تنهایی همواره منفی نیست و جنبه‌های مثبتی هم دارد. در تنهایی مضامین مختلفی وجود دارد: ‌انزوا در درون، انزوای عاطفی و اجتماعی و خلاقیت. تنهایی و سکوت تم دردناک در جهان مدرن است. به نظر می‌رسد که قهرمان آدم اول برای پدر همیشه غایب خود احساس تنهایی می‌کند.. او در یک خانواده زندگی می‌کند، در کنار یک مادر، اما بازهم  تنها است چرا که هیچ ارتباط واقعی در خانواده وجود ندارد. تنهایی نه تنها درونی است بلکه، ما آن را در جامعه  نیز احساس می‌کنیم. ما در یک جهان که در آن خشونت، نوستالژی، ترور، بی عدالتی اجتماعی و سکوت وجود دارد زندگی می‌کنیم. پس چگونه می‌توان این جنبه از تنهایی را توضیح دهیم؟ چرا تنهاییم و این تنهایی برای چیست؟ ‌در این مقاله، چهره‌های مختلف از تنهایی در آدم اول نوشته کامو را نشان می‌دهیم تا به چرایی جهان درونی و بیرونی تنهایی او، برسیم و اینکه چگونه کامو یا بهتر بگوییم ژاک از این تنهایی شوم می‌گذرد</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">کتاب‌های کامو، به ویژه آدم اول موزه‌ای از تنهایی و دلتنگی است. انسان همواره در خانواده، در جامعه، در جهان بیرونی و درونی احساس تنهایی می‌کند. اما به نظر کامو این تنهایی همواره منفی نیست و جنبه‌های مثبتی هم دارد. در تنهایی مضامین مختلفی وجود دارد: ‌انزوا در درون، انزوای عاطفی و اجتماعی و خلاقیت. تنهایی و سکوت تم دردناک در جهان مدرن است. به نظر می‌رسد که قهرمان آدم اول برای پدر همیشه غایب خود احساس تنهایی می‌کند.. او در یک خانواده زندگی می‌کند، در کنار یک مادر، اما بازهم  تنها است چرا که هیچ ارتباط واقعی در خانواده وجود ندارد. تنهایی نه تنها درونی است بلکه، ما آن را در جامعه  نیز احساس می‌کنیم. ما در یک جهان که در آن خشونت، نوستالژی، ترور، بی عدالتی اجتماعی و سکوت وجود دارد زندگی می‌کنیم. پس چگونه می‌توان این جنبه از تنهایی را توضیح دهیم؟ چرا تنهاییم و این تنهایی برای چیست؟ ‌در این مقاله، چهره‌های مختلف از تنهایی در آدم اول نوشته کامو را نشان می‌دهیم تا به چرایی جهان درونی و بیرونی تنهایی او، برسیم و اینکه چگونه کامو یا بهتر بگوییم ژاک از این تنهایی شوم می‌گذرد</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جهان درونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جهان بیرونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تنهایی سکوت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تنهایی عاطفی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تنهایی درونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تنهایی اجتماعی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22773_0a7b7cbc9abd3931754bf9ee54f061f4.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی مشکلات زبان آموزان ایرانی در درک مفهوم متون خارجی: مطالعه تغییر گشودگی مردمک چشم در هنگام خوانش متن</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی مشکلات زبان آموزان ایرانی در درک مفهوم متون خارجی: مطالعه تغییر گشودگی مردمک چشم در هنگام خوانش متن</VernacularTitle>
			<FirstPage>31</FirstPage>
			<LastPage>46</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22774</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2018.101119.1001</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حدیثه السادات</FirstName>
					<LastName>موسوی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رویا</FirstName>
					<LastName>لطافتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حمیدرضا</FirstName>
					<LastName>شعیری</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پریوش</FirstName>
					<LastName>صفا</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این تحقیق در نظر دارد به مطالعه خواندن و درک مفهوم متن در زبان فرانسه نزد زبان آموزان و دانشجویان ایرانی زبان فرانسه بپردازد. زبان آموزان و دانشجویان ایرانی زبان فرانسه مشکلات فراوانی را در خواندن متن به زبان خارجی احساس می‌کنند. بخش اول این پژوهش به مطالعه و بررسی مشکلات زبان آموزان ایرانی در دریافت مفهوم متن اختصاص یافته است. در بخش دوم مقاله، حرکات چشم دو گروه از دانشجویان زبان فرانسه در حین خواندن متن توسط دستگاه &quot;ردیابی حرکات چشم&quot; ثبت گردیده است. گروه اول دانشجویان ابتدا داستانی را به زبان فارسی و سپس معادل آن به زبان فرانسه را مطالعه می‌کنند. گروه دوم تنها متن فرانسه را می‌خوانند. طبق یافته‌های این تحقیق، خواندن متن در زبان و فرهنگ مادری زبان آموزان تصویرهای ذهنی پیشین زبان آموزان را فعال کرده و درک مفهوم متن به زبان خارجی را تسهیل نموده است</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">این تحقیق در نظر دارد به مطالعه خواندن و درک مفهوم متن در زبان فرانسه نزد زبان آموزان و دانشجویان ایرانی زبان فرانسه بپردازد. زبان آموزان و دانشجویان ایرانی زبان فرانسه مشکلات فراوانی را در خواندن متن به زبان خارجی احساس می‌کنند. بخش اول این پژوهش به مطالعه و بررسی مشکلات زبان آموزان ایرانی در دریافت مفهوم متن اختصاص یافته است. در بخش دوم مقاله، حرکات چشم دو گروه از دانشجویان زبان فرانسه در حین خواندن متن توسط دستگاه &quot;ردیابی حرکات چشم&quot; ثبت گردیده است. گروه اول دانشجویان ابتدا داستانی را به زبان فارسی و سپس معادل آن به زبان فرانسه را مطالعه می‌کنند. گروه دوم تنها متن فرانسه را می‌خوانند. طبق یافته‌های این تحقیق، خواندن متن در زبان و فرهنگ مادری زبان آموزان تصویرهای ذهنی پیشین زبان آموزان را فعال کرده و درک مفهوم متن به زبان خارجی را تسهیل نموده است</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خواندن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درک مفهوم متن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دستگاه ردیابی حرکات چشم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرانسه به عنوان زبان خارجی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زبان آموزان ایرانی‏</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22774_fbec1097ab6e89d927fb674ea2faf877.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی فرزندکشی در چهار داستان صادق هدایت</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی فرزندکشی در چهار داستان صادق هدایت</VernacularTitle>
			<FirstPage>47</FirstPage>
			<LastPage>58</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22775</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2018.102189.1008</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهرنوش</FirstName>
					<LastName>کی فرخی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شیراز</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهناز</FirstName>
					<LastName>رضایی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تبریز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در زندگی و آثار صادق هدایت شاهد کشمکشی دائمی بین مرگ و زندگی هستیم. با این وجود، گرایش به مرگ در آثارش بسیار پررنگ‌تر است و سرنوشت قهرمانان داستان‌های او، همانند سرنوشت خودش، به مرگ منتهی می‌شود. منتقدان موضوع مرگ را کم و بیش در آثار این نویسنده مورد مطالعه قرار داده‌اند، اما درونمایه‌ی فرزندکشی در آثار وی هرگز مورد مطالعه قرار نگرفته است. در واقع فرزندان در آثار او نقش اول نیستند و از صحنه داستان حذف می‌شوند. مرگ آنان سؤالاتی را در ذهن ایجاد می‌کند: چرا در آثار هدایت کودکان می‌میرند یا کشته می‌شوند؟ چرا آنها خوشبخت نیستند؟ ریشۀ این سرنوشت شوم چیست؟ اینها سؤالاتی است که در این مقاله به آن پاسخ خواهیم داد. در این مقاله، ما پس از اشاره به مسئله فرزندکشی در اسطوره و در ادبیات، این درونمایه را در چهار داستان از هدایت یعنی آبجی خانم، میزانتروپ، طلب آمرزش و گرداب بررسی خواهیم کرد .علل و ریشه‌های این نوع مرگ نیز قابل بررسی است. برای این منظور و برای جلوگیری از پیش‌داوری، ما به سخنان خود هدایت بیشتر از نظرات منتقدین تکیه کرده‌ایم. تحلیل ما از درونمایۀ «فرزندکشی» به روش تحلیلی و استنادی، با تکیه بر آراء ارسطو و کهن‌الگوهای اسطوره‌های یونانی - رومی خواهد بود</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">در زندگی و آثار صادق هدایت شاهد کشمکشی دائمی بین مرگ و زندگی هستیم. با این وجود، گرایش به مرگ در آثارش بسیار پررنگ‌تر است و سرنوشت قهرمانان داستان‌های او، همانند سرنوشت خودش، به مرگ منتهی می‌شود. منتقدان موضوع مرگ را کم و بیش در آثار این نویسنده مورد مطالعه قرار داده‌اند، اما درونمایه‌ی فرزندکشی در آثار وی هرگز مورد مطالعه قرار نگرفته است. در واقع فرزندان در آثار او نقش اول نیستند و از صحنه داستان حذف می‌شوند. مرگ آنان سؤالاتی را در ذهن ایجاد می‌کند: چرا در آثار هدایت کودکان می‌میرند یا کشته می‌شوند؟ چرا آنها خوشبخت نیستند؟ ریشۀ این سرنوشت شوم چیست؟ اینها سؤالاتی است که در این مقاله به آن پاسخ خواهیم داد. در این مقاله، ما پس از اشاره به مسئله فرزندکشی در اسطوره و در ادبیات، این درونمایه را در چهار داستان از هدایت یعنی آبجی خانم، میزانتروپ، طلب آمرزش و گرداب بررسی خواهیم کرد .علل و ریشه‌های این نوع مرگ نیز قابل بررسی است. برای این منظور و برای جلوگیری از پیش‌داوری، ما به سخنان خود هدایت بیشتر از نظرات منتقدین تکیه کرده‌ایم. تحلیل ما از درونمایۀ «فرزندکشی» به روش تحلیلی و استنادی، با تکیه بر آراء ارسطو و کهن‌الگوهای اسطوره‌های یونانی - رومی خواهد بود</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هدایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرزندکشی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسطوره شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عشق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حسادت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قدرت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22775_cf963f324ecd861c1c6df3d15584b43f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>متن- قُقنوس متن‌خواری نزد لوتره‌آمون</ArticleTitle>
<VernacularTitle>متن- قُقنوس متن‌خواری نزد لوتره‌آمون</VernacularTitle>
			<FirstPage>59</FirstPage>
			<LastPage>68</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22779</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2018.107173.1041</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>زختاره</LastName>
<Affiliation>دانشگاه بوعلی-سینا</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>اگر ویرانی و نفی از دلالت‌های «شر» به‌شمار بروند، متن همه‌چیزخوار لوتره‌آمون که از نوشته‌های دیگر بر می‌آید، نمونة بارز شر است. بلعیدن دیگر متون آن را توانا می‌سازد تا برداشتی نوآورانه از متن و نوشتار پیش کشد و خوانشی پرمخاطره جویا شود. بی‌گمان، پیش‌فرض چنین خوانشی بی‌ارزش شدن انگاره‌های آفرینش و مؤلف است. تا بحال، بُعد ویرانگر متن لوتره‌آمون آن‌گونه که باید بررسی شده است. از این‌رو، جستار پیش رو می‌کوشد تا به یاری نظریه‌های صورت‌گرایی روس و یوس در حوزة دگرگونی ادبیات، ساز و کار کامل این متن را نشان دهد چه اگر بُعد دیگرش، یعنی بُعد خیر، بررسی نشود، آنگاه جنبش نفی‌گرای این اثر ناکارآمد و حتی سترون می‌ماند. بی‌شک، بدون بُعد شر که در این متن پیش از بُعد خیر بیان می‌شود، نه می‌توان از خیر نام برد و نه می‌توان در باب آن اندیشید. متن متن‌خوار و خودخوار لوتره‌آمون نقیضه‌گویی را بکار می‌برد تا پس از بیرون کشیدن روح از کالبد ادبیات خواص، به مسیحایی بدل شده و با بخشیدن کارکردی جدید به آن جانی دوباره در آن بدمد. این متن، با آفرینش نوشتاری غیرشخصی، می‌کوشد تا ادبیات عامه را ارزشمند ساخته یا دست‌کم جنبة زیبایی‌شناختی‌اش را نشان دهد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">اگر ویرانی و نفی از دلالت‌های «شر» به‌شمار بروند، متن همه‌چیزخوار لوتره‌آمون که از نوشته‌های دیگر بر می‌آید، نمونة بارز شر است. بلعیدن دیگر متون آن را توانا می‌سازد تا برداشتی نوآورانه از متن و نوشتار پیش کشد و خوانشی پرمخاطره جویا شود. بی‌گمان، پیش‌فرض چنین خوانشی بی‌ارزش شدن انگاره‌های آفرینش و مؤلف است. تا بحال، بُعد ویرانگر متن لوتره‌آمون آن‌گونه که باید بررسی شده است. از این‌رو، جستار پیش رو می‌کوشد تا به یاری نظریه‌های صورت‌گرایی روس و یوس در حوزة دگرگونی ادبیات، ساز و کار کامل این متن را نشان دهد چه اگر بُعد دیگرش، یعنی بُعد خیر، بررسی نشود، آنگاه جنبش نفی‌گرای این اثر ناکارآمد و حتی سترون می‌ماند. بی‌شک، بدون بُعد شر که در این متن پیش از بُعد خیر بیان می‌شود، نه می‌توان از خیر نام برد و نه می‌توان در باب آن اندیشید. متن متن‌خوار و خودخوار لوتره‌آمون نقیضه‌گویی را بکار می‌برد تا پس از بیرون کشیدن روح از کالبد ادبیات خواص، به مسیحایی بدل شده و با بخشیدن کارکردی جدید به آن جانی دوباره در آن بدمد. این متن، با آفرینش نوشتاری غیرشخصی، می‌کوشد تا ادبیات عامه را ارزشمند ساخته یا دست‌کم جنبة زیبایی‌شناختی‌اش را نشان دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لوتره‌آمون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویرانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تحول ادبی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خیر.‏</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22779_5a44d63b917f127058738a7187aabd72.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>سهم نویسنده در بوطیقای رمان در اثر «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» از زویا پیرزاد</ArticleTitle>
<VernacularTitle>سهم نویسنده در بوطیقای رمان در اثر «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» از زویا پیرزاد</VernacularTitle>
			<FirstPage>69</FirstPage>
			<LastPage>78</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22780</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2018.102361.1011</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>موسی خانی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد رحیم</FirstName>
					<LastName>احمدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>واژه بوطیقا در این متن به مفهوم عام آن یعنی «مطالعه روندهای درونی اثر ادبی» اشاره دارد. امروزه ارایه گزارشی از یک متن بدون اشاره به فنون و عناصر پدیدآورنده آن اثر کار بسیار سختی است. پراگماتیسم به عنوان شاخه‌ای منشعب از زبانشناسی نشان داده است که چطور مفهوم و ارزش کلام از گفتمان، یعنی شرایطی که در آن نقل شده‌اند، غیر قابل مجزا هستند. هر گفته‌ای در خود، اثری از گوینده، مخاطب و متنی که به آن تعلق دارد را داراست. در این مقاله بوطیقای خلاقیت نویسنده را به مدد روند‌های درونی اثر ادبی مطالعه می‌کنیم. بدین منظور از کتاب &lt;em&gt;بوطیقای رمان&lt;/em&gt; اثر ونسان ژوو استفاده خواهیم کرد. برای تحلیل، اثر زویا پیرزاد، نویسنده معاصر ایرانی، با نام «&lt;em&gt;چراغ‌ها را من خاموش می&lt;/em&gt;‌کنم»، به ترجمه کریستف بالایی، را برگزیده‌ایم که سبک و نوشتار و واژگان و عبارات آن دارای ویژگی‌های بارز خلاقیت است. بدین ترتیب نشان می‌دهیم که ویژگی‌های درونی شخصیت نویسنده در روند نوشتار و خلاقیت او تأثیر گذار است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">واژه بوطیقا در این متن به مفهوم عام آن یعنی «مطالعه روندهای درونی اثر ادبی» اشاره دارد. امروزه ارایه گزارشی از یک متن بدون اشاره به فنون و عناصر پدیدآورنده آن اثر کار بسیار سختی است. پراگماتیسم به عنوان شاخه‌ای منشعب از زبانشناسی نشان داده است که چطور مفهوم و ارزش کلام از گفتمان، یعنی شرایطی که در آن نقل شده‌اند، غیر قابل مجزا هستند. هر گفته‌ای در خود، اثری از گوینده، مخاطب و متنی که به آن تعلق دارد را داراست. در این مقاله بوطیقای خلاقیت نویسنده را به مدد روند‌های درونی اثر ادبی مطالعه می‌کنیم. بدین منظور از کتاب &lt;em&gt;بوطیقای رمان&lt;/em&gt; اثر ونسان ژوو استفاده خواهیم کرد. برای تحلیل، اثر زویا پیرزاد، نویسنده معاصر ایرانی، با نام «&lt;em&gt;چراغ‌ها را من خاموش می&lt;/em&gt;‌کنم»، به ترجمه کریستف بالایی، را برگزیده‌ایم که سبک و نوشتار و واژگان و عبارات آن دارای ویژگی‌های بارز خلاقیت است. بدین ترتیب نشان می‌دهیم که ویژگی‌های درونی شخصیت نویسنده در روند نوشتار و خلاقیت او تأثیر گذار است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بوطیقا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روندهای درونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گفتمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خلاقیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویژگی‌های درونی.‏</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_22780_9d228e93c1f64cf728049086b41c4a87.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
