<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بی‌تفاوتی به عنوان نشانه‌ای جامعه - ‌زبان شناختی: خوانش جامعه شناختی «بیگانه» اثر آلبر کامو بر اساس دیدگاه پیر وی. زیما</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بی‌تفاوتی به عنوان نشانه‌ای جامعه - ‌زبان شناختی: خوانش جامعه شناختی «بیگانه» اثر آلبر کامو بر اساس دیدگاه پیر وی. زیما</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>18</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">30124</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2025.146363.1276</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فرزانه</FirstName>
					<LastName>کریمیان</LastName>
<Affiliation>دانشیار، گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آرزو</FirstName>
					<LastName>شرفی پور</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکترا، گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد نقد جامعه شناسی پی یر وی. زیما، خوانشی نو از رمان بیگانه آلبر کامو ارائه می‌دهد. برخلاف مطالعات اگزیستانسیالیستی که بی‌تفاوتی مرسو را صرفاً به یک موضع فردی یا انفعال فلسفی تقلیل می‌دهند، این پژوهش آن را به‌عنوان نشانه‌ای از بحران جامعه-‌زبان شناختی در متن رمان تفسیر می‌کند. هدف این جستار این است که نشان دهد بی‌تفاوتی مرسو بازتاب فروپاشی زبان، از دست رفتن ارزش‌های نمادین و بحران معنا است که ویژگی‌های فرانسه دهه ۱۹۴۰ را نمایان می‌سازد. تحلیل پیش رو، ساختارهای واژگانی، معنایی و روایی متن را در زمینه‌ی اجتماعی-تاریخی آن بررسی می‌کند. استفاده از الگوی کنشی گرماس به شناسایی منطق‌های گفتمانی سازمان‌دهنده روایت و روشن‌ساختن پویایی‌های تعارضی جهان داستانی کمک می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که فاصله مرسو با هنجارهای ایدئولوژیک غالب از طریق بی‌معنایی واژه‌ها و ارزش‌ها آشکار می‌شود و نشانه‌های بحران اجتماعی معاصر را در رمان بازنمایی می‌کند. تضاد میان دو منطق به‌وضوح قابل مشاهده است: منطق طبیعت، نماد آن خورشید و آب، و منطق ایدئولوژی، نماد عدالت و دین. این بررسی‌ها فراخوانی برای فراتر رفتن از اگزیستانسیالیسم متافیزیکی و بازاندیشی نسبت میان ادبیات، ایدئولوژی و بحران زبان در مدرنیته است. بیگانه صرفاً یک متن فلسفی نیست، بلکه بازتابی اجتماعی و زبانی از زمانه تاریخی خود است که تنش میان ادراک فردی و چارچوب‌های هنجاری جمعی را نشان می‌دهد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد نقد جامعه شناسی پی یر وی. زیما، خوانشی نو از رمان بیگانه آلبر کامو ارائه می‌دهد. برخلاف مطالعات اگزیستانسیالیستی که بی‌تفاوتی مرسو را صرفاً به یک موضع فردی یا انفعال فلسفی تقلیل می‌دهند، این پژوهش آن را به‌عنوان نشانه‌ای از بحران جامعه-‌زبان شناختی در متن رمان تفسیر می‌کند. هدف این جستار این است که نشان دهد بی‌تفاوتی مرسو بازتاب فروپاشی زبان، از دست رفتن ارزش‌های نمادین و بحران معنا است که ویژگی‌های فرانسه دهه ۱۹۴۰ را نمایان می‌سازد. تحلیل پیش رو، ساختارهای واژگانی، معنایی و روایی متن را در زمینه‌ی اجتماعی-تاریخی آن بررسی می‌کند. استفاده از الگوی کنشی گرماس به شناسایی منطق‌های گفتمانی سازمان‌دهنده روایت و روشن‌ساختن پویایی‌های تعارضی جهان داستانی کمک می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که فاصله مرسو با هنجارهای ایدئولوژیک غالب از طریق بی‌معنایی واژه‌ها و ارزش‌ها آشکار می‌شود و نشانه‌های بحران اجتماعی معاصر را در رمان بازنمایی می‌کند. تضاد میان دو منطق به‌وضوح قابل مشاهده است: منطق طبیعت، نماد آن خورشید و آب، و منطق ایدئولوژی، نماد عدالت و دین. این بررسی‌ها فراخوانی برای فراتر رفتن از اگزیستانسیالیسم متافیزیکی و بازاندیشی نسبت میان ادبیات، ایدئولوژی و بحران زبان در مدرنیته است. بیگانه صرفاً یک متن فلسفی نیست، بلکه بازتابی اجتماعی و زبانی از زمانه تاریخی خود است که تنش میان ادراک فردی و چارچوب‌های هنجاری جمعی را نشان می‌دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آلبر کامو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بیگانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقد جامعه شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پی یر زیما</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بی‌تفاوتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پوچی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_30124_cb8a1070ec5c007cafdaa796e5bb830a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی طبقه بورژوازی در کتاب منفوران اثر فرانسوا موریاک در پرتو نظریات گئورگ لوکاچ</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی طبقه بورژوازی در کتاب منفوران اثر فرانسوا موریاک در پرتو نظریات گئورگ لوکاچ</VernacularTitle>
			<FirstPage>19</FirstPage>
			<LastPage>36</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">29984</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2025.145278.1266</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سبا</FirstName>
					<LastName>رزمجو</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکترا، گروه زبان فرانسه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلا می، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آناهیتا سادات</FirstName>
					<LastName>قائم مقامی</LastName>
<Affiliation>استادیار، گروه زبان فرانسه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلا می، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آنت</FirstName>
					<LastName>آبکه</LastName>
<Affiliation>استادیار، گروه زبان فرانسه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلا می، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>14</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این مقاله به بررسی نقد طبقه بورژوازی درنمایشنامه منفوران اثر فرانسوا موریاک از دیدگاه ونظریات گئورگ لوکاچ در مورد رئالیسم و آگاهی طبقاتی می‌پردازد. تصویر موریاک از نبود اخلاقیات در طبقه بوژوازی و روابط خانوادگی، دیدگاه بسیار با اهمیتی برای تحلیل‌های اجتماعی و ادبی فراهم می‌کند. شخصیت‌های داستان منفوران بدون داشتن قدرت فرار، به صورت ناخودآگاه، در چرخه مشکلات اجتماعی و ناکامی گرفتار می‌شوند. نمایشنامه منفوران با نشان دادن &quot;آگاهی کاذب&quot; طبقه بورژوازی و با فروپاشی اخلاقی آن‌ها، تضادهای این طبقه سرمایه دار را برجسته می‌کند. این مقاله با تکیه بر نظرات و دیدگاه‌های انتقادی لوکاچ، نمایشنامه موریاک راهم به عنوان یک اثر رئالیستی و هم به عنوان نقد ایدئولوژی بورژوازی مورد تحلیل قرار داده است. با تکیه بر رویکرد انتقادی موریاک از طبقه بورژوازی و دیدگاه نقادانه لوکاچ از این طبقه اجتماعی، بازتاب ریاکاری در طیقه بورژوازی و در شخصیت‌های داستان به بررسی این صفات طبقه بورژوازی در کتاب منفوران خواهیم پرداخت. این تحلیل با ادغام نظریه‌های ادبی و جامعه‌شناختی، نمایشنامه منفوران را در بحث‌های گسترده‌تری درباره نقش ادبیات در افشای تضادهای اجتماعی قرار می‌دهد، و دیدگاه‌های جدیدی را درباره بحران اخلاقی و ایدئولوژیکی طبقه بورژوازی ارائه خواهد داد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">این مقاله به بررسی نقد طبقه بورژوازی درنمایشنامه منفوران اثر فرانسوا موریاک از دیدگاه ونظریات گئورگ لوکاچ در مورد رئالیسم و آگاهی طبقاتی می‌پردازد. تصویر موریاک از نبود اخلاقیات در طبقه بوژوازی و روابط خانوادگی، دیدگاه بسیار با اهمیتی برای تحلیل‌های اجتماعی و ادبی فراهم می‌کند. شخصیت‌های داستان منفوران بدون داشتن قدرت فرار، به صورت ناخودآگاه، در چرخه مشکلات اجتماعی و ناکامی گرفتار می‌شوند. نمایشنامه منفوران با نشان دادن &quot;آگاهی کاذب&quot; طبقه بورژوازی و با فروپاشی اخلاقی آن‌ها، تضادهای این طبقه سرمایه دار را برجسته می‌کند. این مقاله با تکیه بر نظرات و دیدگاه‌های انتقادی لوکاچ، نمایشنامه موریاک راهم به عنوان یک اثر رئالیستی و هم به عنوان نقد ایدئولوژی بورژوازی مورد تحلیل قرار داده است. با تکیه بر رویکرد انتقادی موریاک از طبقه بورژوازی و دیدگاه نقادانه لوکاچ از این طبقه اجتماعی، بازتاب ریاکاری در طیقه بورژوازی و در شخصیت‌های داستان به بررسی این صفات طبقه بورژوازی در کتاب منفوران خواهیم پرداخت. این تحلیل با ادغام نظریه‌های ادبی و جامعه‌شناختی، نمایشنامه منفوران را در بحث‌های گسترده‌تری درباره نقش ادبیات در افشای تضادهای اجتماعی قرار می‌دهد، و دیدگاه‌های جدیدی را درباره بحران اخلاقی و ایدئولوژیکی طبقه بورژوازی ارائه خواهد داد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بورژوازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بی عشق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موریاک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جامعه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لوکاچ</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_29984_1bf79dafe885e9b705a7264718cdc36a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تحلیل تطبیقی شالوده شکنی بازنمایی‌های زنانه در رمان‌های سه زن قدرتمند و رؤیای تبت، در پرتو آراء دریدا و باتلر</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل تطبیقی شالوده شکنی بازنمایی‌های زنانه در رمان‌های سه زن قدرتمند و رؤیای تبت، در پرتو آراء دریدا و باتلر</VernacularTitle>
			<FirstPage>37</FirstPage>
			<LastPage>52</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">30191</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2025.147144.1286</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زینب</FirstName>
					<LastName>رضوان طلب</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده زبان‌ها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نگین</FirstName>
					<LastName>فاتحی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری ادبیات فرانسه، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این پژوهش به تحلیل تطبیقی رمان‌های &lt;em&gt;سه زن قدرتمند،&lt;/em&gt; اثر ماری اندیای و &lt;em&gt;رویای تبت&lt;/em&gt; به قلم فریبا وفی بر پایه‌ی نظریه‌ی شالوده شکنی دریدا و نقش‌پذیری جنسیت در اندیشه‌ی جودیت باتلر می‌پردازد. این تحقیق بر آنست تا با تکیه بر مفاهیم «دیفرانس»، «اثر»، و «نوشتار زنانه»، نشان دهد چگونه هر یک از این دو نویسنده فرانکوفون و ایرانی در بافت فرهنگی، زبانی و تاریخی متفاوت خود، بازنمایی‌های سنتی و کلیشه‌ای از زنانگی را به چالش می‌کشند و از خلال زبان، بدن و نوشتار، عامل زنانه‌ی تازه‌ای را می‌آفرینند و بازنمایی‌های کلیشه ای و سنتی از زنانگی را در بافت‌های فرهنگی خود ارزش زدایی و واسازی میکنند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که در رمان &lt;em&gt; سه زن قدرتمند&lt;/em&gt;، چندصدایی و گسست روایی و ساختار سه‌گانه‌ی رمان، از خطیّت (ماهیت خطی‌بودن) پدرسالارانه‌ی روایت سر باز می‌زند و سیّالیّت و چندوجهی بودن هویت زنانه را بازتاب می‌دهد. در مقابل، در آثار وفی، رؤیا و سکوت و روایت دَوَرانی به‌منزله‌ی فضاهایی نمادین برای مقاومت و رهایی عمل می‌کنند؛ جایی که زن در خیال، در یاد و در خاموشی، خود را بازمی‌آفریند. بدین ترتیب می‌توان گفت نوشتار زنانه به‌منزله‌ی بستری برای «دیفرانس» جلوه می‌کند؛ جایی که معنا و هویت همواره در حرکت و دگرگونی‌اند و ادبیات زنان افقی جهانی برای بازآفرینی و واسازی مفاهیم زنانگی و قدرت بدل می‌شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">این پژوهش به تحلیل تطبیقی رمان‌های &lt;em&gt;سه زن قدرتمند،&lt;/em&gt; اثر ماری اندیای و &lt;em&gt;رویای تبت&lt;/em&gt; به قلم فریبا وفی بر پایه‌ی نظریه‌ی شالوده شکنی دریدا و نقش‌پذیری جنسیت در اندیشه‌ی جودیت باتلر می‌پردازد. این تحقیق بر آنست تا با تکیه بر مفاهیم «دیفرانس»، «اثر»، و «نوشتار زنانه»، نشان دهد چگونه هر یک از این دو نویسنده فرانکوفون و ایرانی در بافت فرهنگی، زبانی و تاریخی متفاوت خود، بازنمایی‌های سنتی و کلیشه‌ای از زنانگی را به چالش می‌کشند و از خلال زبان، بدن و نوشتار، عامل زنانه‌ی تازه‌ای را می‌آفرینند و بازنمایی‌های کلیشه ای و سنتی از زنانگی را در بافت‌های فرهنگی خود ارزش زدایی و واسازی میکنند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که در رمان &lt;em&gt; سه زن قدرتمند&lt;/em&gt;، چندصدایی و گسست روایی و ساختار سه‌گانه‌ی رمان، از خطیّت (ماهیت خطی‌بودن) پدرسالارانه‌ی روایت سر باز می‌زند و سیّالیّت و چندوجهی بودن هویت زنانه را بازتاب می‌دهد. در مقابل، در آثار وفی، رؤیا و سکوت و روایت دَوَرانی به‌منزله‌ی فضاهایی نمادین برای مقاومت و رهایی عمل می‌کنند؛ جایی که زن در خیال، در یاد و در خاموشی، خود را بازمی‌آفریند. بدین ترتیب می‌توان گفت نوشتار زنانه به‌منزله‌ی بستری برای «دیفرانس» جلوه می‌کند؛ جایی که معنا و هویت همواره در حرکت و دگرگونی‌اند و ادبیات زنان افقی جهانی برای بازآفرینی و واسازی مفاهیم زنانگی و قدرت بدل می‌شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پساساختارگرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شالوده‌شکنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیفرانس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زنانگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقش‌پذیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نوشتار زنانه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_30191_f364c2eeeaea10978f8d24f22f9de6e7.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>revue des études de la langue française</JournalTitle>
				<Issn>2008-6571</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>«جهان زیسته و تصویر شاعرانه: واکاوی پدیدارشناختی و مضمونی آثار ژاک دوپن»</ArticleTitle>
<VernacularTitle>«جهان زیسته و تصویر شاعرانه: واکاوی پدیدارشناختی و مضمونی آثار ژاک دوپن»</VernacularTitle>
			<FirstPage>53</FirstPage>
			<LastPage>66</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">30261</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22108/relf.2026.147641.1290</ELocationID>
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهره</FirstName>
					<LastName>الوندکوهی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فرانسه، گروه تخصصی زبان فرانسه و آلمانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مرتضی بابک</FirstName>
					<LastName>معین</LastName>
<Affiliation>دانشیار و عضو هیئت علمی گروه تخصصی زبان فرانسه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>لیلا</FirstName>
					<LastName>شوبیری</LastName>
<Affiliation>استادیار و عضو هیئت علمی گروه تخصصی زبان فرانسه و آلمانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این مقاله بُعد هستی‌شناختی شعر ژاک دوپن را با طرح این پرسش بررسی می‌کند که نوشتار او چگونه زبان را از ابزاری صرفاً بازنمایی‌کننده، به مکانی برای ادراک تنانه بدل می‌سازد؛ جایی که بدن، کلام و جهان در تماس و گفت‌وگو قرار می‌گیرند. هدف اصلی پژوهش نشان دادن این است که شعر دوپن، از&lt;em&gt;Gravir&lt;/em&gt;  تا &lt;em&gt;Coudrier&lt;/em&gt;، شکلی از «پدیدارشناسی در شعر» را پدید می‌آورد که می‌تواند نوعی شناخت حسی و بی‌واسطه از واقعیت ارائه دهد؛ شناختی فراتر از دستگاه‌های مفهومی انتزاعی. روش پژوهش ترکیبی است از نقد مضمونی به شیوه‌ی ژان‌ ـ‌ پیر ریشار، برای شناسایی شبکه‌های تصویری بنیادین مانند سنگ، زخم، نفس و آتش، و تحلیل پدیدارشناختی با الهام از مرلو ـ پونتی و هایدگر تا معنای زیسته‌ی این موتیف‌ها روشن شود. نتایج نشان می‌دهد که گسست‌های نحوی و کارکرد سکوت در شعر دوپن نه نقص بلکه شکلی از «دستور زبانِ خلأ» هستند که امکان دسترسی مستقیم به حضور ناپیوسته اما زنده‌ی جهان را فراهم می‌کنند. همچنین تصاویر مادی نقش نمادین ندارند، بلکه همچون امتدادهایی از تن عمل کرده و شعر را به صحنه‌ی تماس نزدیک و گاه دردناک با ماده بدل می‌سازند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بوطیقای شکاف در شعر دوپن نوعی گشودگی هستی‌شناختی  (&lt;em&gt;aletheia&lt;/em&gt;)را رقم می‌زند و خواننده را دعوت می‌کند متن را همچون مجالی برای تنفس، تنش و ظهور هستی تجربه کند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">این مقاله بُعد هستی‌شناختی شعر ژاک دوپن را با طرح این پرسش بررسی می‌کند که نوشتار او چگونه زبان را از ابزاری صرفاً بازنمایی‌کننده، به مکانی برای ادراک تنانه بدل می‌سازد؛ جایی که بدن، کلام و جهان در تماس و گفت‌وگو قرار می‌گیرند. هدف اصلی پژوهش نشان دادن این است که شعر دوپن، از&lt;em&gt;Gravir&lt;/em&gt;  تا &lt;em&gt;Coudrier&lt;/em&gt;، شکلی از «پدیدارشناسی در شعر» را پدید می‌آورد که می‌تواند نوعی شناخت حسی و بی‌واسطه از واقعیت ارائه دهد؛ شناختی فراتر از دستگاه‌های مفهومی انتزاعی. روش پژوهش ترکیبی است از نقد مضمونی به شیوه‌ی ژان‌ ـ‌ پیر ریشار، برای شناسایی شبکه‌های تصویری بنیادین مانند سنگ، زخم، نفس و آتش، و تحلیل پدیدارشناختی با الهام از مرلو ـ پونتی و هایدگر تا معنای زیسته‌ی این موتیف‌ها روشن شود. نتایج نشان می‌دهد که گسست‌های نحوی و کارکرد سکوت در شعر دوپن نه نقص بلکه شکلی از «دستور زبانِ خلأ» هستند که امکان دسترسی مستقیم به حضور ناپیوسته اما زنده‌ی جهان را فراهم می‌کنند. همچنین تصاویر مادی نقش نمادین ندارند، بلکه همچون امتدادهایی از تن عمل کرده و شعر را به صحنه‌ی تماس نزدیک و گاه دردناک با ماده بدل می‌سازند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بوطیقای شکاف در شعر دوپن نوعی گشودگی هستی‌شناختی  (&lt;em&gt;aletheia&lt;/em&gt;)را رقم می‌زند و خواننده را دعوت می‌کند متن را همچون مجالی برای تنفس، تنش و ظهور هستی تجربه کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پدیدارشناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تجسد (بدن‌مندی)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تصویرهای شاعرانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژاک دوپن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرلوپونتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقد مضمونی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://relf.ui.ac.ir/article_30261_c81c6421f0c9db26bcabb085429863c8.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
