<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>revue des études de la langue française</title>
    <link>https://relf.ui.ac.ir/</link>
    <description>revue des études de la langue française</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بی‌تفاوتی به عنوان نشانه‌ای جامعه - ‌زبان شناختی: خوانش جامعه شناختی «بیگانه» اثر آلبر کامو بر اساس دیدگاه پیر وی. زیما</title>
      <link>https://relf.ui.ac.ir/article_30124.html</link>
      <description>: این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد نقد جامعه شناسی پی یر وی. زیما، خوانشی نو از رمان بیگانه آلبر کامو ارائه می‌دهد. برخلاف مطالعات اگزیستانسیالیستی که بی‌تفاوتی مرسو را صرفاً به یک موضع فردی یا انفعال فلسفی تقلیل می‌دهند، این پژوهش آن را به‌عنوان نشانه‌ای از بحران جامعه-‌زبان شناختی در متن رمان تفسیر می‌کند. هدف این جستار این است که نشان دهد بی‌تفاوتی مرسو بازتاب فروپاشی زبان، از دست رفتن ارزش‌های نمادین و بحران معنا است که ویژگی‌های فرانسه دهه ۱۹۴۰ را نمایان می‌سازد. تحلیل پیش رو، ساختارهای واژگانی، معنایی و روایی متن را در زمینه‌ی اجتماعی-تاریخی آن بررسی می‌کند. استفاده از الگوی کنشی گرماس به شناسایی منطق‌های گفتمانی سازمان‌دهنده روایت و روشن‌ساختن پویایی‌های تعارضی جهان داستانی کمک می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که فاصله مرسو با هنجارهای ایدئولوژیک غالب از طریق بی‌معنایی واژه‌ها و ارزش‌ها آشکار می‌شود و نشانه‌های بحران اجتماعی معاصر را در رمان بازنمایی می‌کند. تضاد میان دو منطق به‌وضوح قابل مشاهده است: منطق طبیعت، نماد آن خورشید و آب، و منطق ایدئولوژی، نماد عدالت و دین. این بررسی‌ها فراخوانی برای فراتر رفتن از اگزیستانسیالیسم متافیزیکی و بازاندیشی نسبت میان ادبیات، ایدئولوژی و بحران زبان در مدرنیته است. بیگانه صرفاً یک متن فلسفی نیست، بلکه بازتابی اجتماعی و زبانی از زمانه تاریخی خود است که تنش میان ادراک فردی و چارچوب‌های هنجاری جمعی را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی طبقه بورژوازی در کتاب منفوران اثر فرانسوا موریاک در پرتو نظریات گئورگ لوکاچ</title>
      <link>https://relf.ui.ac.ir/article_29984.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی نقد طبقه بورژوازی درنمایشنامه منفوران اثر فرانسوا موریاک از دیدگاه ونظریات گئورگ لوکاچ در مورد رئالیسم و آگاهی طبقاتی می‌پردازد. تصویر موریاک از نبود اخلاقیات در طبقه بوژوازی و روابط خانوادگی، دیدگاه بسیار با اهمیتی برای تحلیل‌های اجتماعی و ادبی فراهم می‌کند. شخصیت‌های داستان منفوران بدون داشتن قدرت فرار، به صورت ناخودآگاه، در چرخه مشکلات اجتماعی و ناکامی گرفتار می‌شوند. نمایشنامه منفوران با نشان دادن "آگاهی کاذب" طبقه بورژوازی و با فروپاشی اخلاقی آن‌ها، تضادهای این طبقه سرمایه دار را برجسته می‌کند. این مقاله با تکیه بر نظرات و دیدگاه‌های انتقادی لوکاچ، نمایشنامه موریاک راهم به عنوان یک اثر رئالیستی و هم به عنوان نقد ایدئولوژی بورژوازی مورد تحلیل قرار داده است. با تکیه بر رویکرد انتقادی موریاک از طبقه بورژوازی و دیدگاه نقادانه لوکاچ از این طبقه اجتماعی، بازتاب ریاکاری در طیقه بورژوازی و در شخصیت‌های داستان به بررسی این صفات طبقه بورژوازی در کتاب منفوران خواهیم پرداخت. این تحلیل با ادغام نظریه‌های ادبی و جامعه‌شناختی، نمایشنامه منفوران را در بحث‌های گسترده‌تری درباره نقش ادبیات در افشای تضادهای اجتماعی قرار می‌دهد، و دیدگاه‌های جدیدی را درباره بحران اخلاقی و ایدئولوژیکی طبقه بورژوازی ارائه خواهد داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی شالوده شکنی بازنمایی‌های زنانه در رمان‌های سه زن قدرتمند و رؤیای تبت، در پرتو آراء دریدا و باتلر</title>
      <link>https://relf.ui.ac.ir/article_30191.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل تطبیقی رمان‌های سه زن قدرتمند، اثر ماری اندیای و رویای تبت به قلم فریبا وفی بر پایه‌ی نظریه‌ی شالوده شکنی دریدا و نقش‌پذیری جنسیت در اندیشه‌ی جودیت باتلر می‌پردازد. این تحقیق بر آنست تا با تکیه بر مفاهیم &amp;amp;laquo;دیفرانس&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اثر&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;نوشتار زنانه&amp;amp;raquo;، نشان دهد چگونه هر یک از این دو نویسنده فرانکوفون و ایرانی در بافت فرهنگی، زبانی و تاریخی متفاوت خود، بازنمایی‌های سنتی و کلیشه‌ای از زنانگی را به چالش می‌کشند و از خلال زبان، بدن و نوشتار، عامل زنانه‌ی تازه‌ای را می‌آفرینند و بازنمایی‌های کلیشه ای و سنتی از زنانگی را در بافت‌های فرهنگی خود ارزش زدایی و واسازی میکنند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که در رمان &amp;amp;nbsp;سه زن قدرتمند، چندصدایی و گسست روایی و ساختار سه‌گانه‌ی رمان، از خطیّت (ماهیت خطی‌بودن) پدرسالارانه‌ی روایت سر باز می‌زند و سیّالیّت و چندوجهی بودن هویت زنانه را بازتاب می‌دهد. در مقابل، در آثار وفی، رؤیا و سکوت و روایت دَوَرانی به‌منزله‌ی فضاهایی نمادین برای مقاومت و رهایی عمل می‌کنند؛ جایی که زن در خیال، در یاد و در خاموشی، خود را بازمی‌آفریند. بدین ترتیب می‌توان گفت نوشتار زنانه به‌منزله‌ی بستری برای &amp;amp;laquo;دیفرانس&amp;amp;raquo; جلوه می‌کند؛ جایی که معنا و هویت همواره در حرکت و دگرگونی‌اند و ادبیات زنان افقی جهانی برای بازآفرینی و واسازی مفاهیم زنانگی و قدرت بدل می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جهان زیسته و تصویر شاعرانه: واکاوی پدیدارشناختی و مضمونی آثار ژاک دوپن</title>
      <link>https://relf.ui.ac.ir/article_30261.html</link>
      <description>این مقاله بُعد هستی‌شناختی شعر ژاک دوپن را با طرح این پرسش بررسی می‌کند که نوشتار او چگونه زبان را از ابزاری صرفاً بازنمایی‌کننده، به مکانی برای ادراک تنانه بدل می‌سازد؛ جایی که بدن، کلام و جهان در تماس و گفت‌وگو قرار می‌گیرند. هدف اصلی پژوهش نشان دادن این است که شعر دوپن، از Gravir  تا Coudrier، شکلی از «پدیدارشناسی در شعر» را پدید می‌آورد که می‌تواند نوعی شناخت حسی و بی‌واسطه از واقعیت ارائه دهد؛ شناختی فراتر از دستگاه‌های مفهومی انتزاعی. روش پژوهش ترکیبی است از نقد مضمونی به شیوه‌ی ژان‌ـ‌پیر ریشار، برای شناسایی شبکه‌های تصویری بنیادین مانند سنگ، زخم، نفس و آتش، و تحلیل پدیدارشناختی با الهام از مرلوـپونتی و هایدگر تا معنای زیسته‌ی این موتیف‌ها روشن شود. نتایج نشان می‌دهد که گسست‌های نحوی و کارکرد سکوت در شعر دوپن نه نقص بلکه شکلی از «دستور زبانِ خلأ» هستند که امکان دسترسی مستقیم به حضور ناپیوسته اما زنده‌ی جهان را فراهم می‌کنند. همچنین تصاویر مادی نقش نمادین ندارند، بلکه همچون امتدادهایی از تن عمل کرده و شعر را به صحنه‌ی تماس نزدیک و گاه دردناک با ماده بدل می‌سازند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بوطیقای شکاف در شعر دوپن نوعی گشودگی هستی‌شناختی  (aletheia)را رقم می‌زند و خواننده را دعوت می‌کند متن را همچون مجالی برای تنفس، تنش و ظهور هستی تجربه کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی توسعه توانش‌ استدلال‌ورزی در تولیدات شفاهی فرانسه ‌آموزان ایرانی</title>
      <link>https://relf.ui.ac.ir/article_30354.html</link>
      <description>در پژوهش حاضر به بررسی ویژگی‌های گفتمان استدلال‌ورزی در تولیدات شفاهی دانشجویان سال دوم دانشگاه اصفهان و موانع استدلال‌گری نزد این فرانسه آموزان پرداخته می شود. زبان آموزان مورد مطالعه متشکل از ۳۶ دانشجو (شامل ۳۱ دختر و ۵ پسر) با سطح زبانی متوسط است که در طی۱۳ جلسه مورد مطالعه قرارگرفتند. به منظور پاسخ به سوالات این پژوهش، چارچوب نظری و الگوی تولید گفتار استدلالی پیشنهادی تولمین (۲۰۰۳) مورد استفاده قرار گرفت. گفتمان استدلالی باید شامل عناصرداده‌های حقیقی، ادعا، برهان، شاخص‌های قطعیت، ردّیه یا نقیض و پشتوانه‌ها باشد. به منظورجمع آوری داده‌ها، از روش مشاهده مستقیم و غیر مشارکتی کلاس‌های مکالمه و همچنین ضبط گفتگوها صحبت‌ها و تعاملات کلامی در کلاس زبان استفاده شد. در استفاده از عوامل استدلالی بر اساس مدل تولمین، دانشجویان مورد پژوهش، تسلط نسبتا خوبی بر اولین سه‌ گانه این مدل نشان دادند و در تولیدات استدلالی، سه عنصر: &amp;amp;quot;داده‌ها، ادعا و برهان&amp;amp;quot; مورد استفاده قرار گرفت. با این وجود، با چالش‌هایی در بکارگیری دومین سه‌ گانه که شامل شاخص‌های قطعیت، ردّیه یا نقیض و پشتوانه‌ها می‌شود، روبرو شدند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
